مهاجرت به مالزی و ادامه تحصیل در مالزی | دوره های فشرده آموزش زبان انگلیسی در کالج زبان لندن شعبه کوالالامپور مالزی | مدرک آیلتس و تافل
صفحه اصلی تحصیل در مالزی اخبار مالزی خواندنی ها ورود اعضا عضویت فرم مشاوره تماس با ما
حکومت مالزی

ساخت سیاسی مالزی
 
مالزى کشورى است که از نظر برابرى مزایاى اجتماعى چند نژادى است و این خصوصیت تأثیر بسزائى بر خطمشىهاى سیاسى و نیز احزاب آن کشور دارد. در مرکزیت تصمیمگیرى سیاسى مالزى رقابتى میان مالایائىها و دیگر اقوام از جهت تقاضاى حقوق سیاسى برابر و حق خودمختارى براى زبان بومى و فرهنگ آنها ملاحظه مىشود.
جمعیت بومى مالزى مشتمل بر مالایائىها و نیز مهاجران چینى و هندى است که معرف نژادهاى عمده آسیاى جنوبى و شرقى هستند. ولى فرهنگ و زبان مالزیائى از زمان سلطه انگلیسىها در آن کشور در جهت گرایشات نژادى سازماندهى یافته است.
دوران سلطه بریتانیا بر مالزى هرگز نشانگر ایجاد مستعمره نبود، بلکه اساس کنترل این سرزمین توسط بریتانیا، ایجاد معاهدات و موافقتنامههائى با حاکمان مالایائى بود که براساس آن یک افسر انگلیسى در همه امور به غیر از مذهب و سنت مالایائى نظارت مىکرد و سیستم حمایتى طبق همین روش ایجاد شد که ترتیبات حاصل از آن حکومت حاکمان مالایائى را به رسمیت شناخته و قلمرو حکومت آنان را کشور مىدانست که مجموع کل این ایالات حکمروائى کشور مالایا (Tanah Melayu) را تشکیل مىداد و هر ایالت فرزند سرزمین (Bumiputra) اصلى محسوب مىشد.
غیر مالایائىها که تحت حکومت بسر مىبردند بهعنوان بیگانگان موقت تلقى مىشدند. در ایام استعمار، مالایا بیشتر بهعنوان منطقه جذاب تجارى تلقى مىشد تا یک کشور و بنابراین مهاجران غیر مالایائى نیز بهعنوان کارگر، صنعتگر و تاجر محسوب مىشدند، یعنى همه" افرادى که وجود آنها براى پیشبرد سرمایهدارى غربى و منابع تجارى ضرورى بود و تا زمانى که تهدیدى براى حاکمیت انگلیس، نداشتند و یا در امور مربوط به قلمرو مالایا مداخله نمىکردند، اجازه داشتند و به زندگى خود ادامه دهند. انگلیس هیچ مسئولیت ویژهاى در قبال آنها نداشتند و در نتیجه آنها نیز علاقهاى به حقوق سیاسى و وضعیت اجتماعى نداشتند.     
نتیجه بافت سیاسى مذکور این بود که تا قبل از جنگ جهانى دوم، سرزمین مالایائىها توسط خودشان اداره مىشد و دولت بریتانیا حاکمان مالایائى را به رسمیت مىشناخت و موقعیتى خاص براى آنها منظور کرده بود. در چنین شرایطى مهاجران مالزى که هیچگونه حقوق سیاسى نداشتند روابط نزدیکى با کشورهاى اصلى خود برقرار کرده و طبیعتاً سیاستهاى کشور چین و هند بر آنها تأثیر مىگذاشت. حزب کمونیست چین و کنگره ملى هند طرفدران و اعضاء بیشمارى در مالایا داشت.     
پیدایش احزاب سیاسى در مالزى مربوط به ایام بعد از جنگ جهانى دوم یعنى زمانى است که انگلیس اعلام کرد قصد ایجاد اتحادیه مالایائى را دارد. طرح ایجاد اتحادیه در دوران جنگ به میان آمد که طبق آن پس از آزادسازى سرزمین مالایا، اتحادیه مذکور با دو هدف تشکیل شود.    
۱. ایجاد حکومت مقتدر مرکزى (براى پاسخگوئى بهتر به منافع سرمایهدارى غرب).
۲. ارتقاء احساس اتحاد و هویت مشترک مالایائى در میان مردم مختلف آن سرزمین.    
به موجب طرح مذکور، نواحى محل سکونت افراد تنگه مالاکا (Malacca)، و پنانگ (Penang)، و نیز ۹ ایالت مالایائى تحت اقتدار حکومت مرکزى قرار مىگرفتند و حکومت از دست آنان به اقتدار سلطنتى مرکزى سپرده مىشد. در این وضعیت سیاسی، غیر مالایائىها که در آن سرزمین متولد شده بودند، شهروند مالایائى محسوب و طبیعتاً در حقوق سیاسى برابر بودند. این طرح نگرانى شدید مالایائىها را فراهم آورد.
اتحادیه مالایا نه فقط ملىگرائى شدید بلکه خصومتهاى بىسابقهاى در میان مالایائىها بهوجود آورد. یک مالایائى برجسته از جوهور به نام داتو اون بین جعفر سازمان مالزى ملى متحد (United Malays Organization)، را ایجاد کرده و تا ۱۹۵۵ بر کشور حکومت کرد. هدف او این بود که مخالفان مالایائى را در اتحادیه مالایا جذب و سازماندهى کند.     
دولت انگلیس به دلیل مشکلات حاصل از ایجاد اتحادیه مالایا، فکر سابق را رها کرده و تصمیم به ایجاد فدراسیون مالایا با همان هدفهاى دوگانه گذشته گرفت. به موجب سیستم جدید از ۱۹۴۸ به بعد تعداد قابل توجهى از غیر مالائىها تابعیت مالایائى بهدست آوردند تا از طریق آن حقوق سیاسى برابر با دیگران بهدست آوردند.

کنگره هندیان مالزیا     
 
جنگ جهانى دوم رنجهاى فراوانى براى هندیان مالایا ایجاد کرد و پایان جنگ آزادى محدودى براى آنها فراهم ساخت. قطع فعالیتهاى صنعت کائوچو در اثر اشغال کشور توسط ژاپنىها، موجبات بیکارى گستردهاى را در میان کارگران هندى فراهم ساخت. در طول جنگ ملىگرایان هندى به رهبرى سوبهاس چندرابوسى از سنگاپور بهعنوان پایگاهى براى حمله به هند استفاده کرده و تعدادى از رهبران هندى - مالایا در آنچه ”جامعه مستقل هندی“ نامیده شد جمع شدند. با بازگشت بریتانیا در پایان جنگ این رهبران هندى به اتهام همکارى با ژاپنىها توقیف شدند.
نهرو در ۱۹۴۶ از مالایا بازدید کرد و در اثر این سعى و مساعى و نیز تلاشهاى کنگره هند، هندیان توقیف شده و در میان آنان ان.راج هاوان، جی.ا.تایوى و نیز دکتر ام.کی.لوکشوم یاه آزاد شدند. برخى از آنان ابتدا شروع به سازماندهى فعالیتهاى اصلاحگرایانه اجتماعى براساس تعلیمات گاندى نموده و سپس یک حزب سیاسى براى استقلال هند و نیز جلوگیرى از استفاده بیشتر هند بهعنوان پایگاه امپریالیسم تأسیس کردند.     
متعاقب بازدید نهرو، تلاشهائى براى احیاء ”انجمن مرکزى هندیان مالایا“ که در ۱۹۳۶ بنیان نهاده شده بود آغاز شد و در ۱۹۴۶ نخستین کنگره هندیان مالایا تشکیل شده و جی.ا.تایوى بهعنوان اولین رئیس آن انتخاب شد.
هدف اولیه کنگره از زمان استقلال هند در ۱۹۴۷ تا حدودى غیرضرورى بود و کنگره سعى در اتحاد هندیان مالایا نمود. ولى به هر حال از همان آغاز فشارهائى را از درون جامعه هندیان مالزیا تحمل کرده است.     
در همان ایام ”انجمن هندى مالایا“ در کوالالامپور فعال بود. این انجمن در ۱۹۳۲ توسط جی.وی.تاور تأسیس شد و سپس در ۱۹۴۷ مجدداً سازماندهى شدد تا رفاه هندیان مالایا را تأمین کند. تعداد اعضاء این انجمن در ۱۹۵۷ به ۴۴۰۰۰ نفر رسید. انجمن مشابهى هم در پنانگ در ۱۹۴۸ ایجاد شد که فقط هندیان پنانگ، و ایالات ولیسلى و کداه در آن مىتوانستند عضو شوند.
انجمن هندى مالایا هدف او تأمین رفاه هندیانى بود که مالایا را وطن دائم خود مىدانستند، در حالىکه کنگره هندیان مالایا هدفى فراتر از این دایره داشت و سعى در حفظ منافع هندیان دیگر مىکرد و بنابراین نفوذى به مراتب بیشتر در میان هندیان داشت. کنگره در اولین سال تأسیس خود، ۳۲ شاخه ایجاد کرد.     
کنگره در ۱۹۴۸ با شوراء اقدام مشترک پان مالائى پیوسته و سپس نام شوراى اقدام مشترک همه مالایا را انتخاب کردند که مخالف مذاکرات آنگلو - مالائى بود.     
چند سال بعد هنگامى که دولت اصلاحات قانون اساسى را اعلام کرد، تنى چند از رهبران هندى مالایا سعى در ایجاد تغییراتى در جهتگیرى اجتماع خود شدند. در طوى کنگره سالیانه ۱۹۵۰، برخى از اعضاء درخواست نمودند به غیر هندیان اجازه ورود به سازمان داده شود تا سازمان واقعاً مالایائى شود، ولى تقاضا رد شد. در ژانویه ۱۹۵۱ کمیته مرکززى کنگره قطعنامهاى تصویب کرد که مبتنى بر باز شدن راه ورود براى غیرهندیان بود که توسط اجلاس سال بعد کنگره رد شد. نهایتاً در اکتبر ۱۹۵۲ کنگره تصمیم گرفت عضویت غیرهندیان را هم بپذیرد.     
موضع کنگره در مالایا و سیاستهاى مالزى از آغاز دقیق بود. رهبران اصلى حزب نظیر وی.تی.سامبانتان که از ۱۹۵۵ تا ژوئن ۱۹۷۳ رهبرى را عهدهدار بود و نیز جانشین او به نام وی.مانىکاواساگام که رهبرى فعلى را نیز عهدهدار است هرگز مشکل ویژهاى نداشتند زیرا شدیداً براى فعالیتهاى خود به حمایت سازمان ملى مالایاى متحد وابسته بودند.     
کنگره بدون هیچگونه تعهد ایدئولوژیک از طرف خود از سیاستها و برنامههاى سازمان، صرفنظر از رابطه آنها حمایت کرده است. بهطور کلى اتحاد دولتى اجازه داده است تا کنگره سه کاندید در هر انتخابات پارلمانى داشته باشد و با حمایت اتحاد دولتى و سازمان معمولاً این کاندیداها انتخاب مىشوند. معهذا این توافق انتخاباتى کنگره را تبدیل به عضو ضعیف و وابسته ائتلاف تبدیل نموده است.
سازمان ملى مالایاى متحد     
  این سازمان در ۱۹۴۶ در خلال مبارزات ضد مالایاى متحد شکل گرفت و تاکنون مهمترین حزب مالزى مىباشد و از اینرو عدهاى آن را نتیجه غیرقابل پیشبینى طرح اتحاد مالایا مىدانند. به هر حال این سازمان نطفه اصلى خود را در سالهاى قبل از جنگ جهانى دوم مىداند.
در دهه ۱۹۳۰ تعدادى انجمنهاى ایالتى مالایائى تشکیل شد. در ۱۹۳۹ و مجدداً در ۱۹۴۰ کنگرههاى پان مالایائى بهمنظور تسریع در اتحاد مالایائى برگزار شد. ولى وقوع جنگ مانع از تحول کنگره به انجمنهاى سیاسى رایج بود. بعد از بیرون رفتن ژاپنىها از مالزی، تردیدهاى دوران فترت و عصر دولت نظامى بریتانیا، با تهدید سلطه کمونیسم چین و شروع درگیرىهاى نژادى توأم شد، در نتیجه مالایائىها انجمنهائى براى دفاع از خود تشکیل دادند. روزنامه ملىگراى مالائى به نام Majlis در ۲۴ ژانویه ۱۹۴۶ از طریق این جعفر کنگره پانمالائى را بهمنظور متحد ساختن مالائىهاى مخالف طرف مالائى اعلام کرد.
ابنجعفر که تحصیل کرده انگلیس بود، به دلیل نافرمانى در مقابل سلطان جوهور دوبار به سنگاپور تبعید شده بود. در سنگاپور به دلیل انتقادهاى شدید از سیاستهاى سلطان و نیز سیاستهاى انگلیس که در روزنامه منعکس مىکرد مشهور شد. در دهه ۱۹۳۰ براى کسب کرسى شوراى ایالتى به جوهور مراجعت نمود و در جریان درگیرى میان چین و مالایا در ۱۹۴۵ تا ۴۶ نقش میانجى را ایفاء کرد. در همین ایام در منطقه باتوپاهات، جنبش جاهور شبهجزیره مالى را تأسیس کرد و در ۱۹۴۶ بهعنوان نخستوزیر به جوهور بهرو مراجعت نمود.     
کنگره سوم پان مالائى در کلوب سلطان سلیمان در اول مارس ۱۹۴۶ با حضور نمایندگان ۴۰ سازمان مالائى در کوالالامپور تشکیل شد که حدود چهار سال طول کشید. کمیته" پنج نفره براى تهیه طرح اساسنامه آنچه سازمان ملى مالایاى متحد نامیده شد تشکیل گردید و در نهایت ابنجعفر بهعنوان رئیس سازمان انتخاب شد.
شعار سازمان در ابتدا زندگى طولانى مالایائىها همراه با فراخوانى رهبران مالایائى ”مالایائىها نباید از صحنه جهان حذف شوند“ بود. بریتانیا در مقابل محبوبیت و موضع سیاسى هوشمندانه ابنجعفر به ناتوانى کشیده شد. در مذاکرات میان مالایائىها و انگلیس از نیمه ۱۹۴۶ تا اول فوریه ۱۹۴۸ یعنى هنگامى که موافقتنامه فدراسیون مالایائى اجراء شد، ابنجعفر فشارهاى زیادى را تحمل کرد. در همین رابطه ابتدا حزب ملىگراى مالایائى و سپس اتحادیه مالائى جاهور از سازمان انشعاب کردند.     
در طول مذاکرات آنگلو مالائی، مالائىها به دو جناح عمده چپ و راست تقسیم شدند. گروه راست توسط سازمان رهبرى مىشد و در نتیجه در تلاش بود تا با انگلیس به توافق برسد، در حالىکه گروه چپ تحت تأثیر و رهبرى حزب ملىگراى مالائى خواهان خودمختارى فورى بود.     
تا ۱۹۴۸ فضاى سیاسى مالزى تغییرات رادیکالى را تجربه کرد. در طول دوره حکومت نظامى انگلیس و اتحاد مالایائی، محدویتهاى فضاى سیاسى برداشته شد و حتى حزب کمونیست مالزى آشکارا فعالیت مىکرد. در این سال رهبر شوراى مشترک اقدام مالایا به نام تون چنگ لوک با ابنجعفر ملاقات کرد. این ملاقات تضاد دیرینه میان رهبران چینىهاى مالزى و ابنجعفر را تا حدودى روشن کرده و فضا را آرامتر ساخت.
از آن پس تا رسیدن به استقلال در ۱۹۵۷ رهبران مالائى تلاشهائى براى تعدیل تنشها شروع کردند. نتیجه ملاقات ۱۹۴۸ رهبران چینى باعث شده بود تا اقلیتهاى غیرمالائى بیشترى تابعیت مالایائى بهدست آورند. در ۱۹۵۱ بود که یکى از رهبران مالایائى به نام داتوعون پیشنهاد کرد نام سازمان به سازمان ملى مالایاى متحد تغییر یابد تا همه شهروندان مالایائى صرفنظر از نژاد، بتوانند عضو حزب شوند. در اثر مخالفت با این پیشنهاد در ۲۷ اوت ۱۹۵۱ استعفاء کرد.     
از ۱۹۵۱ تا زمان برگزارى نخستین انتخابات ملى در ۱۹۵۵، شعار حزب از زندگى پایدار مالایائىها به آزادى تغییر یافت. این حرکت حتى قبل از استعفاء داتوعون بود. عبدالرحمن رهبرى جدید سازمان وظیفه دستیابى به استقلال را عهدهدار شد. در حقیقت اعتبار رهبرى جدید سازمان به انجام این وظیفه وابسته بود.     
تا انتخابات عمومى ۱۹۵۵ موضع سازمان همچنان نامعلوم باقى ماند. اکثریت سروزیران شامل ایالات پیشرفته شبهجزیره از موضع داتوعون حمایت مىکردند. در این ایام داتوعون علاوه بر وزارت امور ایالت خود، مکانیزم دولت را در مبارزات سیاسى خود بهخوبى در دست داشت. او در عین حال از حمایت رهبران با نفوذ مالایائى نظیر نیک احمد کامل، و محمود محىالدین برخوردار بود.
در بعد از آوریل ۱۹۵۳ سروزیران طرفدار داتوعون، کنفرانسى ملى بهمنظور انجام تلاشهائى متمرکز براى کشاندن حزب مستقل مالائى تشکیل دادند. کنفرانس توسط کنگره هندىهاى مالایا و نیز انجمن چینىهاى تنگهها مورد حمایت قرار گرفت. در این کنفرانس رهبرى حزب مستقل مالایائى از انتقال تدریجى به خودمختاری، نسبت به سازمان حمایت مىکرد. در این کنفرانس، کنگره هندىهاى مالایائى نمایندگان خود را به نشانه اعتراض به موضع محافظه کارانه سازمان در قبال نفوذ حزب مستقل مالایا فراخواند. سازمان با تشکیل کنوانسیونى ملى با کنفرانس ملى مقابله کرد. این مقابله حمایت اساسى مالایائىها را نیز با خود همراه ساخته بود. غیر از سازمان، حزب پان اسلامیک مالایا، اتحادیه شبهجزیره مالائی، و انجمن مالایائىهاى وفادار کلانتان در این کنوانسیون نمایندگانى اعزام نمودند. این اتحاد خواهان برگزارى انتخابات تا پایان ۱۹۵۴ و کسب ۷۵ کرسى در شوراى قانونگذارى فدرال شد. ولى این تقاضاها به نتیجه نرسید.     
در انتخابات عمومى اوت ۱۹۵۹ اتحاد مذکور ۷۴ کرسى از کل ۱۰۴ کرسى مجلس قانونگذارى فدرال را بهدست آورد. مخالفان عمده این انتخابات در مقابل سازمان عبارت بودند از جبهه سوسیالیست و حزب پان اسلامیک مالائى در انتخاب ایالتی، سازمان ایالات کلانتان و ترنگانو را از دست داد ولى در انتخابات بعدى آنها را بهدست آورد. در فاصله ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۱ سازمان به لحاظ داخلى کاملاً متحد و از نظر خارجى مطمئن بود. در ۱۹۶۱ عبدالرحمن پیشنهاد تشکیل مالزى را که شامل سنگاپور، ساراواک، برنئوى شمالى و برنئو را داد که مورد مخالفت شدید اندونزى و فیلیپین قرار گرفت و هنگامى که عکسالعمل مالزى به تجاوز نظامى تبدیل شد، اکثر مردم به حمایت از اتحاد پرداختند، این تحول موجبات پیروزى اتحاد را در انتخابات عمومى ۱۹۶۴ فراهم ساخت.     
تقریباً بعد از اینکه مالزى تأسیس شد، دستهبندىهاى میان جناحهاى مختلف گسترش یافت. حزب اقدام خلق سنگاپور از یک طرف و گروههاى مختلف شبهجزیره مالایا از طرف دیگر با یکدیگر پرداختند. براى بسیارى آشکار شد که رهبرى حزب اقدام خلق قصد دارد این حزب را جانشین انجمن چینىهاى مالزیا بهعنوان نماینده قانونى چینىها نماید. از این بس رابطه میان سازمان و انجمن چینىها به دلیل موضع مالایا نسبت به سنگاپور بهشدت تیره شد.
در شبهجزیره حزب اقدام خلق مبارزهاى را در مقابل مزایاى اجتماعى مالایائىها و گروههاى بومى شروع کرد و شعار مالزى متعلق به همه مردم مالزى است را مطرح کرد. تنشهاى نژادى تشدید شد، تلاشهاى مربوط به پیدا کردن راه حل به جائى نرسید و سرانجام سنگاپور در ۱۹۶۵ از مالزى جدا شد.     
علىرغم جدائى مالزی، درگیرىها و تنشهاى نژادى ادامه یافت. در ماه مه ۱۹۶۹ عبدالرحمن دو تن از رهبران سازمان به نام ماهاتیر را از احزب عزب و دیگرى به نام موسى حسام را تبعید کرد. در ضمن حالت فوقالعاده اعلام شد.
سرانجام کشور با نظارت عبدالرزاق تحت اداره یک شوراى اقدام ملى قرار گرفت. عبدالرحمن در سپتامبر ۱۹۷۰ استعفاء کرد و عبدالرزاق عهدهدار تماى اداره مملکت شد. او تمامى تلاش خود را براى آشتى میان گروههاى مختلف و اعاده ثبات سیاسى نمود. گفتگوها میان گروههاى مخالف نظیر حزب متحد خلق ساراواک، حزب پیشرفت خلق پیراک آغاز شد و بالاخره در ژانویه ۱۹۷۳ سازمان در ایجاد ائتلاف با نیروهاى مخالف و حتى پارتاى اسلام در همه سطوح موفق گردید. این ائتلاف بزرگ جبهه ملى را ایجاد کرد تا در انتخابات سال بعد رقابت نماید.     
عبدالرزاق در اوایل ۱۹۷۶ بهطور ناگهانى درگذشت و حسین عون رهبرى را عهدهدار شد. تا نیمه این سال توازن قدرت به سود طرفداران عبدالرحمن رقم خورد. همه همکاران دوران عبدالرزاق عبدالصمد مسئول نشریه نیو استرتیس تایمز دبیرکل قبلى به نام عبدالله احمد و عبدالله مجید به بهانه کمونیست بودن دستگیر شدند. حتى تقاضاى ویژهاى براى عبدالرحمن بهعنوان بازگشت به رهبرى حزب مطرح شد.
تا مارس ۱۹۷۸ رهبرى بخش طرفدار عبدالرحمن به نام هارون اوریس بعد از محاکماتى با اتهام فساد به زندان رفت و حسین عون، ۸ جولاى ۱۹۷۸ را براى انتخابات عمومى اعلام کرد که طى آن جبهه ملى پیروزى شگرفى بهدست آورد.
در مجمع عمومى بیست و نهم سازمان در نیمه سپتامبر ۱۹۷۸ توسط سلیمان فلسطین رهبرى طرفدار جناح عبدالرحمن و ادریس، رهبرى حسین عون به معارضه کشیده شد. ولى نتیجه این رقابتها تقویت موضع حسین عون بهعنوان جانشین قانونى عبدالرزاق بود.
امروزه با گذشت نزدیک ۵ دهه سازمان ملى مالایاى متحد نه فقط بهعنوان یک حزب سیاسى بلکه مهمترین نهاد اجتماعى جامعه مالایائى در آمده است.

سازمان ملى مالایاى متحد     
 

این سازمان در ۱۹۴۶ در خلال مبارزات ضد مالایاى متحد شکل گرفت و تاکنون مهمترین حزب مالزى مىباشد و از اینرو عدهاى آن را نتیجه غیرقابل پیشبینى طرح اتحاد مالایا مىدانند. به هر حال این سازمان نطفه اصلى خود را در سالهاى قبل از جنگ جهانى دوم مىداند.
در دهه ۱۹۳۰ تعدادى انجمنهاى ایالتى مالایائى تشکیل شد. در ۱۹۳۹ و مجدداً در ۱۹۴۰ کنگرههاى پان مالایائى بهمنظور تسریع در اتحاد مالایائى برگزار شد. ولى وقوع جنگ مانع از تحول کنگره به انجمنهاى سیاسى رایج بود. بعد از بیرون رفتن ژاپنىها از مالزی، تردیدهاى دوران فترت و عصر دولت نظامى بریتانیا، با تهدید سلطه کمونیسم چین و شروع درگیرىهاى نژادى توأم شد، در نتیجه مالایائىها انجمنهائى براى دفاع از خود تشکیل دادند. روزنامه ملىگراى مالائى به نام Majlis در ۲۴ ژانویه ۱۹۴۶ از طریق این جعفر کنگره پانمالائى را بهمنظور متحد ساختن مالائىهاى مخالف طرف مالائى اعلام کرد.
ابنجعفر که تحصیل کرده انگلیس بود، به دلیل نافرمانى در مقابل سلطان جوهور دوبار به سنگاپور تبعید شده بود. در سنگاپور به دلیل انتقادهاى شدید از سیاستهاى سلطان و نیز سیاستهاى انگلیس که در روزنامه منعکس مىکرد مشهور شد. در دهه ۱۹۳۰ براى کسب کرسى شوراى ایالتى به جوهور مراجعت نمود و در جریان درگیرى میان چین و مالایا در ۱۹۴۵ تا ۴۶ نقش میانجى را ایفاء کرد. در همین ایام در منطقه باتوپاهات، جنبش جاهور شبهجزیره مالى را تأسیس کرد و در ۱۹۴۶ بهعنوان نخستوزیر به جوهور بهرو مراجعت نمود.     
کنگره سوم پان مالائى در کلوب سلطان سلیمان در اول مارس ۱۹۴۶ با حضور نمایندگان ۴۰ سازمان مالائى در کوالالامپور تشکیل شد که حدود چهار سال طول کشید. کمیته" پنج نفره براى تهیه طرح اساسنامه آنچه سازمان ملى مالایاى متحد نامیده شد تشکیل گردید و در نهایت ابنجعفر بهعنوان رئیس سازمان انتخاب شد.
شعار سازمان در ابتدا زندگى طولانى مالایائىها همراه با فراخوانى رهبران مالایائى ”مالایائىها نباید از صحنه جهان حذف شوند“ بود. بریتانیا در مقابل محبوبیت و موضع سیاسى هوشمندانه ابنجعفر به ناتوانى کشیده شد. در مذاکرات میان مالایائىها و انگلیس از نیمه ۱۹۴۶ تا اول فوریه ۱۹۴۸ یعنى هنگامى که موافقتنامه فدراسیون مالایائى اجراء شد، ابنجعفر فشارهاى زیادى را تحمل کرد. در همین رابطه ابتدا حزب ملىگراى مالایائى و سپس اتحادیه مالائى جاهور از سازمان انشعاب کردند.     
در طول مذاکرات آنگلو مالائی، مالائىها به دو جناح عمده چپ و راست تقسیم شدند. گروه راست توسط سازمان رهبرى مىشد و در نتیجه در تلاش بود تا با انگلیس به توافق برسد، در حالىکه گروه چپ تحت تأثیر و رهبرى حزب ملىگراى مالائى خواهان خودمختارى فورى بود.     
تا ۱۹۴۸ فضاى سیاسى مالزى تغییرات رادیکالى را تجربه کرد. در طول دوره حکومت نظامى انگلیس و اتحاد مالایائی، محدویتهاى فضاى سیاسى برداشته شد و حتى حزب کمونیست مالزى آشکارا فعالیت مىکرد. در این سال رهبر شوراى مشترک اقدام مالایا به نام تون چنگ لوک با ابنجعفر ملاقات کرد. این ملاقات تضاد دیرینه میان رهبران چینىهاى مالزى و ابنجعفر را تا حدودى روشن کرده و فضا را آرامتر ساخت.
از آن پس تا رسیدن به استقلال در ۱۹۵۷ رهبران مالائى تلاشهائى براى تعدیل تنشها شروع کردند. نتیجه ملاقات ۱۹۴۸ رهبران چینى باعث شده بود تا اقلیتهاى غیرمالائى بیشترى تابعیت مالایائى بهدست آورند. در ۱۹۵۱ بود که یکى از رهبران مالایائى به نام داتوعون پیشنهاد کرد نام سازمان به سازمان ملى مالایاى متحد تغییر یابد تا همه شهروندان مالایائى صرفنظر از نژاد، بتوانند عضو حزب شوند. در اثر مخالفت با این پیشنهاد در ۲۷ اوت ۱۹۵۱ استعفاء کرد.     
از ۱۹۵۱ تا زمان برگزارى نخستین انتخابات ملى در ۱۹۵۵، شعار حزب از زندگى پایدار مالایائىها به آزادى تغییر یافت. این حرکت حتى قبل از استعفاء داتوعون بود. عبدالرحمن رهبرى جدید سازمان وظیفه دستیابى به استقلال را عهدهدار شد. در حقیقت اعتبار رهبرى جدید سازمان به انجام این وظیفه وابسته بود.     
تا انتخابات عمومى ۱۹۵۵ موضع سازمان همچنان نامعلوم باقى ماند. اکثریت سروزیران شامل ایالات پیشرفته شبهجزیره از موضع داتوعون حمایت مىکردند. در این ایام داتوعون علاوه بر وزارت امور ایالت خود، مکانیزم دولت را در مبارزات سیاسى خود بهخوبى در دست داشت. او در عین حال از حمایت رهبران با نفوذ مالایائى نظیر نیک احمد کامل، و محمود محىالدین برخوردار بود.
در بعد از آوریل ۱۹۵۳ سروزیران طرفدار داتوعون، کنفرانسى ملى بهمنظور انجام تلاشهائى متمرکز براى کشاندن حزب مستقل مالائى تشکیل دادند. کنفرانس توسط کنگره هندىهاى مالایا و نیز انجمن چینىهاى تنگهها مورد حمایت قرار گرفت. در این کنفرانس رهبرى حزب مستقل مالایائى از انتقال تدریجى به خودمختاری، نسبت به سازمان حمایت مىکرد. در این کنفرانس، کنگره هندىهاى مالایائى نمایندگان خود را به نشانه اعتراض به موضع محافظه کارانه سازمان در قبال نفوذ حزب مستقل مالایا فراخواند. سازمان با تشکیل کنوانسیونى ملى با کنفرانس ملى مقابله کرد. این مقابله حمایت اساسى مالایائىها را نیز با خود همراه ساخته بود. غیر از سازمان، حزب پان اسلامیک مالایا، اتحادیه شبهجزیره مالائی، و انجمن مالایائىهاى وفادار کلانتان در این کنوانسیون نمایندگانى اعزام نمودند. این اتحاد خواهان برگزارى انتخابات تا پایان ۱۹۵۴ و کسب ۷۵ کرسى در شوراى قانونگذارى فدرال شد. ولى این تقاضاها به نتیجه نرسید.     
در انتخابات عمومى اوت ۱۹۵۹ اتحاد مذکور ۷۴ کرسى از کل ۱۰۴ کرسى مجلس قانونگذارى فدرال را بهدست آورد. مخالفان عمده این انتخابات در مقابل سازمان عبارت بودند از جبهه سوسیالیست و حزب پان اسلامیک مالائى در انتخاب ایالتی، سازمان ایالات کلانتان و ترنگانو را از دست داد ولى در انتخابات بعدى آنها را بهدست آورد. در فاصله ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۱ سازمان به لحاظ داخلى کاملاً متحد و از نظر خارجى مطمئن بود. در ۱۹۶۱ عبدالرحمن پیشنهاد تشکیل مالزى را که شامل سنگاپور، ساراواک، برنئوى شمالى و برنئو را داد که مورد مخالفت شدید اندونزى و فیلیپین قرار گرفت و هنگامى که عکسالعمل مالزى به تجاوز نظامى تبدیل شد، اکثر مردم به حمایت از اتحاد پرداختند، این تحول موجبات پیروزى اتحاد را در انتخابات عمومى ۱۹۶۴ فراهم ساخت.     
تقریباً بعد از اینکه مالزى تأسیس شد، دستهبندىهاى میان جناحهاى مختلف گسترش یافت. حزب اقدام خلق سنگاپور از یک طرف و گروههاى مختلف شبهجزیره مالایا از طرف دیگر با یکدیگر پرداختند. براى بسیارى آشکار شد که رهبرى حزب اقدام خلق قصد دارد این حزب را جانشین انجمن چینىهاى مالزیا بهعنوان نماینده قانونى چینىها نماید. از این بس رابطه میان سازمان و انجمن چینىها به دلیل موضع مالایا نسبت به سنگاپور بهشدت تیره شد.
در شبهجزیره حزب اقدام خلق مبارزهاى را در مقابل مزایاى اجتماعى مالایائىها و گروههاى بومى شروع کرد و شعار مالزى متعلق به همه مردم مالزى است را مطرح کرد. تنشهاى نژادى تشدید شد، تلاشهاى مربوط به پیدا کردن راه حل به جائى نرسید و سرانجام سنگاپور در ۱۹۶۵ از مالزى جدا شد.     
علىرغم جدائى مالزی، درگیرىها و تنشهاى نژادى ادامه یافت. در ماه مه ۱۹۶۹ عبدالرحمن دو تن از رهبران سازمان به نام ماهاتیر را از احزب عزب و دیگرى به نام موسى حسام را تبعید کرد. در ضمن حالت فوقالعاده اعلام شد.
سرانجام کشور با نظارت عبدالرزاق تحت اداره یک شوراى اقدام ملى قرار گرفت. عبدالرحمن در سپتامبر ۱۹۷۰ استعفاء کرد و عبدالرزاق عهدهدار تماى اداره مملکت شد. او تمامى تلاش خود را براى آشتى میان گروههاى مختلف و اعاده ثبات سیاسى نمود. گفتگوها میان گروههاى مخالف نظیر حزب متحد خلق ساراواک، حزب پیشرفت خلق پیراک آغاز شد و بالاخره در ژانویه ۱۹۷۳ سازمان در ایجاد ائتلاف با نیروهاى مخالف و حتى پارتاى اسلام در همه سطوح موفق گردید. این ائتلاف بزرگ جبهه ملى را ایجاد کرد تا در انتخابات سال بعد رقابت نماید.     
عبدالرزاق در اوایل ۱۹۷۶ بهطور ناگهانى درگذشت و حسین عون رهبرى را عهدهدار شد. تا نیمه این سال توازن قدرت به سود طرفداران عبدالرحمن رقم خورد. همه همکاران دوران عبدالرزاق عبدالصمد مسئول نشریه نیو استرتیس تایمز دبیرکل قبلى به نام عبدالله احمد و عبدالله مجید به بهانه کمونیست بودن دستگیر شدند. حتى تقاضاى ویژهاى براى عبدالرحمن بهعنوان بازگشت به رهبرى حزب مطرح شد.
تا مارس ۱۹۷۸ رهبرى بخش طرفدار عبدالرحمن به نام هارون اوریس بعد از محاکماتى با اتهام فساد به زندان رفت و حسین عون، ۸ جولاى ۱۹۷۸ را براى انتخابات عمومى اعلام کرد که طى آن جبهه ملى پیروزى شگرفى بهدست آورد.
در مجمع عمومى بیست و نهم سازمان در نیمه سپتامبر ۱۹۷۸ توسط سلیمان فلسطین رهبرى طرفدار جناح عبدالرحمن و ادریس، رهبرى حسین عون به معارضه کشیده شد. ولى نتیجه این رقابتها تقویت موضع حسین عون بهعنوان جانشین قانونى عبدالرزاق بود.
امروزه با گذشت نزدیک ۵ دهه سازمان ملى مالایاى متحد نه فقط بهعنوان یک حزب سیاسى بلکه مهمترین نهاد اجتماعى جامعه مالایائى در آمده است.

حزب ملى ساراواک     
 
این حزب در مارس ۱۹۶۱ تأسیس شد و در واقع سومین حزب سیاسى ساراواک از نظر قدمت مىباشد. این حزب هرگز موفق به کسب حمایت عمده از جانب جامعه مالایائى ساراواک نشده است. در ۱۹۷۶ بعد از یک دهه مخالفت، حزب به اتحاد ساراواک و حزب متحد خلق ساراواک در ائتلاف دولتى پیوست و سپس کم و بیش فعالیتهاى انتخاباتى داشته است.

حزب جنبش دمکراتیک   

  وقتى که دهه ۱۹۷۰ رو به پایان بود، حزب اقدام دمکراتیک تنها حزب مخالف فعال مالزیا بود. واقعاً تمامى احزاب سیاسى دیگر با اتحاد دولتى ائتلاف کرده و جبهه ملى را تشکیل داده بودند. حزب مذکور معرف حزب سوسیال دمکرات است، مخالفان حزب آن را بهعنوان دسته سیاسى فرصتطلب مورد انتقاد قرار مىدهند. میهنپرستان متعصب چینى در رأس آن قرار دارند. شعارهاى حزب غالباً در جهت منافع فقیرترین اقشار جامعه مالزیائى است. ریشههاى شکلگیرى این حزب در حزب اقدام خلق سنگاپور قرار دارد که براى انتخابات ۱۹۶۴ مبارزه مىکرد.
در انتخابات ۱۹۶۹ حزب جنبش دمکراتیک پیمانى را با دو حزب مخالف دیگر منعقد کرد که به موجب آن هر حزب تلاشهاى خود را در مناطقى که بیشترین نفوذر را داشت متمرکز مىکرد کاندیداهائى به ایالات ساحل غربى جاهور، سلانگور و پیراک رفتند و نتیجه انتخابات هم بهتر از آن چیزى بود که پیشبینى مىشد. انتخابات نشان داد که حزب جنبش دمکراتیک مىتواند در قدرت دولت سهیم شود. در انتخابات ۱۹۷۸ حزب، پانزده کرسى پارلمانى از بیست کرسى از شبهجزیره مالى و یک کرسى از صباح را بهدست آورد و از اینرو اولین حزب مخالف بود که در شرق مالزى سیماى خود را نشان داد و در عین حال حزب جنبش دمکراتیک تنها حزب مخالف کشور بود که در سطح کشور بهخوبى فعالیت مىنمود و بهتدریج تعداد کرسىهاى پارلمانى را افزایش مىداد ولى در انتخابات ۱۹۸۲ از قدرت او کاسته شد و به نه کرسى رسید ولى به هر صورت بهعنوان مهمترین حزب مخالف کشور باقى ماند.     
حزب جنبش دمکراتیک، جایگاهى در مرکزیت طیف سیاسى مالزى یافته است. در رابطه با احزابى که مورد حمایت غیر مالزیائى است، از یکسو مورد انتقاد و حملات حزب کمونیست مالزى و از طرف دیگر انجمن راستگراى چینىهاى مالزى مىباشد. شاخههاى حزب معمولاً در طول انتخابات فعالیت مىکنند و معمولاً موفقیتهاى حزب بستگى به فرصتهائى دارد که معمولاً در ایالات بهدست مىآورد و یا حامیان حزب فراهم مىسازند.

انجمن چینیهای مالزیا

انجمن مذکور هرچند یکى از احزاب سیاسى مهم مالزیا است ولى سرچشمههاى پیدائى آن تا حدودى ابهامآلود است. حسب تحقیقات تونتان چنگلوک پایهگذار حزب و نخستین تحقق بخش نیازهاى چینىهاى مالایائى است.
چنگ در طول جنگ جهانى دوم در هند انجمن چینىهاى ماوراء بحار هند را تشکیل داد. در بازگشت خود به مالایا در ۱۹۴۶آنجا را با سیمائى مغشوش سیاسى یافت. در خلال مذاکرات آنگلو، مالائى چنگ که در دوران پیش از جنگ در شوراى مقننه تنگهها قابلیتهاى خود را نشان داده بود، حملاتى را به سیاست مالایائى طرفدار انگلیس شروع کرد و سعى کرد مخالفان را علیه مذاکرات بسیج کند. ولى نتوانست از ایجاد فدراسیون مالایائى ۱۹۴۸ جلوگیرى کند. چنگ تصمیم و طرح خود را براى متحد ساختن همه چینىها در یک سازمان واحد سیاسى که انجمن چینىهاى مالایائى نامیده شد اعلام داشت.     
قبلاً در واقع جامعه چینىها شکل گرفته بود، چنگ و دستیاران نزدیک او از جمله؛ لىکونگچیان معروف به سلطان کائوچو و آناناس مالایا، یانگ شوکلین، ابنجعفر و دیگر رهبران مالایائى را قانع کرده بودند تا به آنها اطمینان دهند که مىتوانند با سازمان همکارى داشته باشند.     
بعد از تشکیل انجمن چینىهاى مالزیا، چنگ باز هم در صدد اتحاد هرچه بیشتر چینىها بود ولى به دلیل اعمال فشارهائى در درون انجمن، رفته رفته اعتبار خود را از دست داد. چینىهاى تحصیل کرده علىرغم اعتراف بر وجود روابط مبتنى بر حسن نیت با مالایائىها، معتقد بودند که چینىها باید آزادى کامل براى حفظ و گسترش ارزشها، زبان، آموزش و نهادهاى اجتماعى فرهنگى خود داشته باشند.     
اتحاد انتخاباتى میان سازما ملى مالایاى متحد و انجمن چینىهاى مالزى راه شکلگیرى همبستگى را در آستانه انتخابات ۱۹۵۵ هموار ساخت که موفقیت چشمگیر اتحادیه را به دنبال داشت. برنامه تقویت احساسات ملى از طریق آموزش و بهوسیله اتحاد زبان واحد مالایائى و برنامه مشترک آموزشى در همه مدارس، مخالفت و هیجانات دستههاى مختلف چینى زبان را فراهم ساخت. انجمن چینىهاى مالزى در سرگردانى خاصى قرار گرفته بود. بهعنوان سازمانى که نماینده منافع چینىها بود، نمىتوانست تقاضاهاى گروههاى فشار چینى را نادیده بگیرد و از طرف دیگر هدف ایجاد حزب همبستگى اجتماعى با سازمان ملى ملایاى متحد بود تا مقابل و لذا نتوانست از تقاضاى چینىها براى خودمختارى فرهنگى کامل خوددارى کند، تقاضائى که مستقیماً با مفهوم مطرح شده بهعنوان یک ملت مالایائى معارضه مىنمود.
جانشین چنگ به نام دکتر لیم چونگئو مسیر قومگرائى چینى را در پیش گرفت و در زمانى که درخواست ۴۰% کرسىهاى انتخابات ملى ۱۹۵۹ را براى کاندیداهاى حزب خود نمود، درگیرى شدیدى با سازمان ملى مالزیاى متحد پیدا نمود. ولى بحران با استعفاء چنگئو از رهبرى حزب خاتمه یافت.
بخشى از خواستههاى حزب در انتخابات ملى ۱۹۶۴ به دلیل مسئله تهدید اندونزى تأمین شد ولى در جریان انتخابات ۱۹۶۵ هنگامى که رأىدهندگان چینى به نفع کاندیداهاى حزب اسلامى پان مالایائى رأى دادند، مجدداً روابط حزب با سازمان ملى مالایاى متحد تیره شد و برخوردهاى نژادى وسیعى ایجاد شد که بر اثر آن ناگوارى بهوجود آمده و حتى پارلمان تا فوریه ۱۹۷۲ به حالت تعلیق در آمد. در ۱۹۷۴ رهبرى حزب به نام تونتان سیوسین به دلیل عدم توانائى چینىها براى اتحاد جاى خود را به لىسن چون داد. رهبرى جدید در ۱۹۵۹ در بیست و چهارسالگى کرسى نمایندگى جاهور را بهدست آورده بود. رهبرى لى در ۱۹۷۷ و سپس در ۱۹۷۹ توسط دیگر رقیبان حزبى خود به معارضه کشیده شد ولى او موفق گردید همه این فشارها را پشت سر گذارد.     
موضع و جهتگیرى اساسى انجمن چینىهاى مالزى از زمان مذاکرات استقلال ثابت مانده است. حزب هنوز هم خواهان پیشبرد منافع چینىها بدون مجبور ساختن سازمان ملى مالایاى متحد به اتخاذ سیاستهائى است که اعتبار آن را تضعیفف کند. امروزه کنترل نخبهگراى رهبرى انجمن و سیاستهاى آن به دلیل گسترش فرمهاى دمکراتیک در میان اعضاء انجمن و نیز بهطور کلى مردم مالزیائى در حال فرسایش مىباشد. دیگر امکان آن نیست که رهبر خاصى نظرات خود را به انجمن تحلیل نماید. دالوک لىسون خود نماینده نوع جدید رهبرى حزبى است که از ظهور قواعد و سیاستهاى دمکراتیک الهام گرفته است. 

حزب متحد خلق ساراواک 

این حزب در ۱۹۵۹ تأسیس شد و اولین حزب سیاسى قانونى ساراواک بود. این حزب از نظر عضویت دربرگیرنده نژادهاى مختلف است و سیاستهاى سوسیالیستى دارد. حزب تلاشهاى قابل توجهى مىکند تا حمایت چینىها را بهدست آورد این حزب از میان همه حزبهاى ساراواک بهتر سازمان یافته است و اعضاى او در همه نواحى ایالت فعالیت دارند.

حزب اسلامى 

این حزب در جریان کنفرانس سازمانهاى بنیادگراى مالى که در ۱۴ مارس ۱۹۴۸ در انستیتو اسلامى مطالعات عالى پیراک برگزار شد، تأسیس گردید. کنفرانس بنا به درخواست ”شوراى عالى همه مذاهب مالایا“ تشکیل شد که نمایندگان گروههاى رادیکال مالایائى نظیر حزب ملىگراى مالائی، حزب کمونیست مالایا و چند حزب دیگر در آن شرکت داشتند. هدف کنفرانس ایجاد حزب سیاسى اسلامى شبیه حزب سیاسى اسلامى اندونزى بود.     
هدف حزب تأسیس دولت اسلامى در مالایا است. حزب شاخههائى در نقاط دیگر مالزى ایجاد کرده است ولى فعالیت اصلى آن در جاهور مىباشد.
فعالیتهاى حزب معمولاً هشدار به سیاستهاى محافظهکارانه و مادى سازمان ملى مالایاى متحد از طریق تشویق توجه به مذهب میباشد .

حزب اتحاد  

این حزب در آغاز ۱۹۵۲ براساس توافق انتخاباتى میان شاخه سازمان ملى مالایاى متحد کوالالامپور، و شاخه سلانگور انجمن چینىهاى مالزى تأسیس شد.
- شوراى اقدام مشترک آل مالایا   
- حزب آتش که در تأسیس ۱۷ فوریه ۱۹۴۶ شد.     
- جبهه اسلامى آل مالزى    
- اتحاد خلق صباح که در جولاى ۱۹۷۵ تأسیس شد.    
- سازمان مخفى کمونیست    
- جنبش خلق مالزیا    
- حزب مستقل مالایا     
- حزب تقریخواه پیشرفت خلق     
- اتحادیه جوانان مالزى     
- حزب کارگران مالایا    
- حزب کارگران پنانگ     
- حزب کارگران سلانگور     
- حزب ملىگراى مالایا
- حزب کمونیست مالایا     
- حزب کمونیست مالایا - مارکسیست - لنینیست     
- حزب مالائى    
- جبهه سوسیالیست خلق مالایائى     
- انجمن ملى پیراک    
- حزب عدالت اجتماعى    
- حزب خلق مالایا     
- حزب سوسیالیست خلق مالایا     
- حزب ترقیخواه خلق    
- حزب پان مالائى کارگران     
- حزب ترقیخواه پیراک     
- حزب رادیکال     
- اتحاد صباح    
- انجمن چینىهاى صباح
- حزب سابیرکاز    
- انجمن چینىهاى ساراواک
- حزب متحده خلق ساراواک     
- حزب سوسیال دمکرات     
- حزب دمکراتیک متحد     
- سازمان متحد ملى صباح     
- حزب کارگران    
- سازمان متحد پاسوک - ماموگوم کادازان    
- اتحاد ساراواک     
- کنگره هندیان صباح     
- حزب پاسوک مامگوم

تقسیمات کشوری و اداری

  فدراسیون مالزى شامل دو قسمت مجزاى شرقى و غربى است. شبهجزیره مالایا یا مالزى غربى شامل ۱۱ ایالت و مالزى شرقى در جزیره بورنئو شامل دو ایالت صباح و ساراواک مىباشد.
مرکز فدراسیون مالزى شهر کوالالامپور است که مساحت آن بیش از ۱۰۰ میل مربع است. شهرهاى مهم این کشور که بیش از صدهزار جمعیت دارند عبارت هستند از: پنانگ، ایپوکلانگ و جوهوریارو.     


ایالات مالزى     

ایالات شبه جزیره مالزى یا مالزى غربى
۱. جوهورو (Johor) که در جنوبىترین منطقه شبهجزیره بوده و با ۱۹۹۸۵ کیلومترمربع مساحت. جمعیتى معادل ۱،۶۰۱،۵۰۴ نفر را در خود جاى مىدهد مرکز این ایالت شهر جوهور بارو (Johor Baharu) است این ایالت توسط یک (پل) به سنگاپور متصل مىشود.
۲. کداه (Kedah) با ۹،۴۳۵ کیلومترمربع مساحت، جمعیتى معادل ۱،۱۰۲،۲۰۰ نفر دارد و مرکز آن شهر آلوستار (Alur Setar) است، این ایالت به ”جام برنج“ مالزى معروف مىباشد.
۳. کلانتان (Kelantan) با ۱۴،۹۳۰ کیلومتر مربع مساحت داراى ۸۷۷،۵۷۵ نفر جمعیت و مرکز آن شهر کوتاباهارو (Kota Baharu) مىباشد این ایالت مرکز فرهنگ ملایو است.     
۴. ملاکا (Melaka) داراى ۱،۶۵۰ کیلومتر مربع مساحت و ۴۵۳،۱۵۳ نفر جمعیت است و مرکز آن شهر ملاکا (Melaka) است که قدیمىترین شهر مالزى بوده و داراى ساختمانهائى از زمان حضور پرتغالىها و هندىها مىباشد.
۵. نگرى سمبیلان (Negari Sembilan) ۶۰۶۴۳ کیلومتر مساحت جمعیتى معادل ۵۶۳،۹۵۵ نفر دارد و مرکز آن شهر سرمبان (Seremban) است.     
۶. پهنگ (Pahang) با ۳۵،۹۶۵ کیلومترمربع مساحت، جمعیتى معادل ۷۷۰،۶۴۴ نفر دارد و مرکز آن شهر کوانتان (Kuantan) است پهنگ بزرگترین ایالت شبهجزیره مالزى است.     
۷. پینانگ (Pinang) با ۱،۰۰۳ کیلومترمربع مساحت، ۹۱۱،۵۸۶ نفر جمعیت دارد و مرکز آن شهر جورج تاون (George Town) است این ایالت به ”مروارید مشرق زمین“ معروف است.     
۸. پراک (Perak) داراى ۲۱،۰۰۵ کیلومتر مساحت و ۱،۷۶۲،۲۸۸ نفر جمعیت است و مرکز آن شهر ایپوه مىباشد. پراک ایالت قلع مالزى است.
۹. پرلیس (Perlis)، کوچکترین ایالت مالزى است و با ۷۹۵ کیلومترمربع مساحت ۱۴۷،۷۲۶ نفر جمعیت دارد و مرکز آن شهر کنگر (Kangar) مىباشد این ایالت هم مرز تایلند است.     
۱۰. سلانگور (Selangor)، با ۸،۲۰۰ کیلومترمربع مساحت جمعیتى معادل ۱،۴۶۷،۴۴۱ نفر را در خود جاى داده و مرکز آن شهر شاه عالم (Shah Alam) است. بندر کلانگ در این ایالت بزرگترین بندر کشور است.     
۱۱. ترنگانو (Trenccanu) با ۱۲،۹۵۵ کیلومترمربع مساحت ۵۴۲،۲۸۰ نفر جمعیت دارد و مرکز آن شهر کوالاترنگانو (Kuala Terengganu) مىباشد.
 


ایالات مالزى شرقى     
 ۱. صباح با ۷۳،۷۱۱ کیلومترمربع مساحت، ۱،۰۰۲،۶۰۸ نفر جمعیت دارد و مرکز آن شهر کوتاکینابالو است که بلندترین کوه مالزى کوه کینابالو ۴،۰۹۹ متر ارتفاع در این ایالت مىباشد.
۲. ساراواک، این ایالت که بزرگترین ایالت کشور است با ۱۲۴،۴۴۹ کیلومترمربع مساحت، ۱،۲۸۴،۷۵۳ نفر جمعیت دارد مرکز آن شهر کوچینگ مىباشد.
 

مناطق فدرال     
  دو منطقه فدرال در مالزى عبارت هستند از: کوالالامپور در ایالت سلانگرولابوان در ایالت صباح. منطقه کوالالامپور ۲۴۴ کیلومترمربع مساحت ۹۳۷،۸۷۵ نفر جمعیت دارد و مرکز کشور مالزى در آن قرار دارد.
نگاهی به تاریخ سیاسی مالزی
  حاصلخیزى زمین و طبیعت مناسب بودن شک عوامل مهمى بودهاند تا مالزى یکى از اولین سکونتگاههاى بشر باشد. آثار سنگى بهدست آمده در ”لنگوگ“ در پراک و نیز در غار ”نباه“ در ساراواک این موضوع را بهخوبى تأیید مىکند. از اولین ساکنان مالزى بهعنوان ”اورنگ اصلی“ نام برده مىشود که عمدتاً در شبه جزیره ساکن بودند بعضاً تاکنون هم شیوه زندگى خود را حفظ کردهاند.

سابقه حضور آنها در مالزى احتمالاً به پنج هزار سال قبل باز مىگردد. ساکنان اولیه احتمالاً گروههائى بودند که از چین و تبت به سمت جنوب شرق آسیا و شبه جزیره الایا مهاجرت نمودند. این افراد از نژاد زرد و یا چینى و مغولى بودند و در سرزمین جدید نیز مدتها مانند سرزمین قبلى خود به حالت ابتدائى و قبیلهاى زندگى مىکردند. مردم مالایو بهتدریج در جزایر مختلف سکنا گزیدند و اجتماعات کوچکى را پدید آوردند. مالایوهاى شبه جزیره وابستگى نزدیکى با مالایوهاى سوماترا داشتند و براى قرنها تنگه مالاکا خط جداکنندهاى میان دو ملت نبود. مالایوها به همراه ”اورنگ اصلی“ مردم بومى مالزى امروز را تشکیل مىدهند مجموعاً از آنها بهعنوان ”بومیپوترا“ پسران زمین نام برده مىشود. علىرغم اختلافات ظاهرى میان گروههاى مختلف بومیپوترا آنها از ویژگىهاى مشخص برخوردار هستند این ویژگىها ریشه در یک اقتصاد کشاورزى - دریائى دارد که در یک جامعه روستائى که رهبرى در آن بهصورت اجماع است، شکل گرفته است.


تأثیرات هندو - بودائى     

در اوایل قرن اول میلادى با ایجاد تماسهاى مداوم تجارى با دنیاى ماوراء جنوب شرقى آسیا بهویژه چین و شبهقاره هند دوران تازهاى براى ساکنان مالزى شروع مىشود. البته تماسبا چین بسیار قبل از آن آغاز شده بود با این حال هندوئیسم و بودیسم (فرهنگ هند) تأثیر زیادى در منطقه بهجا گذاشت و بهتدریج در یک دوره هزارساله این تأثیر در زبان ادبیات و آداب اجتماعى نمودار شد. در طول این دوران که تجارت میان شرق و غرب شتاب قابل ملاحظهاى گرفته بود اولین واحدهاى سیاسى در شبهجزیره و بورنئو پدیدار شد. اولین پادشاهى مهم هندو - بودائى در جنوب شرق آسیا به نام فوجان توسط هندىها بین سالهاى ۲۰۰ الى ۶۰۰ بعد از میلاد تشکیل گردید. این پادشاهى علاوه بر مالزى و تایلند قسمتهاى بسیارى از هندوچین را هم دربر مىگرفت این پادشاهى علاوه بر مالزى و تایلند قسمتهاى بسیارى از هندوچین را هم دربر مىگرفت این پادشاهى بعدها رفتهرفته تضعیف گردید و به حکومتهاى کوچکتر تقسیم شد. سپس در شمال مالزى یک حکومت سلطنتى مهم بودائى به نام سرى ویجایا تحت نفوذ و تسلط هند تشکیل شد. این حکومت از طرف همسایگان مورد تجاوز قرار گرفت و از بین رفت.     

ورود اسلام     

دوران هندو - بودائى تاریخ مالزى با نفوذ اسلام در منطقه کمکم به اتمام رسید. اسلام در ابتدا توسط تجار هندى و عرب و منطقه آورده شد و کمکم توسعه پیدا کرد. در سال ۱۴۰۲ در ایالت مالاکایک حکومت سلطنتى تشکیل گردید و به زودى نفوذ زیادى پیدا کرد. بنیانگذار این سلطنت بعدها به دین اسلام گروید و نام خود را مگات اسکندرشاه گذاشت و دین اسلام را در قلمرو خود ترویج کرد. جانشین اسکندرشاه به نام مظفرشاه با کمک مسلمانان پس از فرونشاندن اغتشاشاتى که پیش آمده بود توانست تمام شبهجزیره مالایا و قسمتى از سوماترا را تسخیر نموده و یک کشور کاملاً مهم از لحاظ تجارى و فرهنگى و کشاورزى در بین کشورهاى هندوچین بهوجود آورد این دوره از تاریخ مالزى به عصر طلائى مالایا مشهور است با سقوط مالاکا سلطان برونئى وظیفه گسترش اسلام را در منطقه به عهده گرفت.     

رخنه اروپائىها و استعمار

در ۱۴۹۸ واسکودوگاما دریانورد معروف پرتغالى وارد هند شد سپس در ۱۵۰۹ یک ناوگان از کشتىهاى پرتغالى وارد مالاکا گردیدند و در ۱۵۱۱ مالاکا به تسخیر پرتغالىها درآمد. براى پرتغال با جمعیت کم امکان ایجاد مستعمره در چنین مسافت دورى میسر نبود پرتغالىها براى مالاکا یک فرماندار تعیین نموده و استحکاماتى بنا کردند ولى تشکیلات آنها اساس محکمى نداشت و مرتباً از طرف مردم اطراف و حکمرانان جاوه و سوماترا مورد حمله قرار مىگرفت. در ۱۶۰۲ کمپانى شرق هلند توسط هلندىها تأسیس شد و شروع به رخنه استعمارى در اندونزى نمود و در ۱۶۱۹ شهر جاکارتا در جاوه مرکز هلندىها گردید و آنها شروع به حمله و دستاندازى به متصرفات پرتغالىها کردند تا اینکه بالاخره در ۱۶۴۱ ایالت مالاکا تحت تسلط هلندىها درآمد. مالاکا که بندر بسیار مهمى بود مدت ۲۵ سال تحت تسلط هلندىها قرار داشت. آنها مىخواستند آنجا را مرکز فعالیتهاى خود قرار داده و خرید و فروش، صنایع بافندگى و تجارت قلع را در همه منطقه تحت کنترل اعضاء خود قرار دهند ولى تجار جاوهاى و هندى با آنها رقابت کردند و ارزانى محولات نساجى هند موجب توفیق آنها شد و بالاخره تأسیس بند آزاد پنانگ به انحصار هلندىها خاتمه بخشید.
در ۱۷۸۶ استعمارگران انگلیسى که چشم طمع به این قسمت از آسیا داشتند توسط کمپانى انگلیسى هند شرقى شروع به فعالیت و نفوذ در این منطقه نمودند و با اجازه پنانگ از سلطان کداه مقدمه نفوذ استعمارى خود را فراهم کردند. علاوه بر پنانگ انگلیسىها خصوصاً به دو منطقه دیگر یعنى سنگاپور و مالاکا چشم طمع داشتند. در ۱۷۹۵ انگلیسىها مالاکا را تسخیر کردند زیرا مىترسیدند که حکومت استعمارى فرانسه آنجا را پایگاه کشتىهاى جنگى خود نموده و مقدمه نفوذ در شبهجزیره مالایا را فراهم آورد. در ۱۸۲۴ مالایا به دو قسمت تحت نفوذ انگلیس و هلند تقسیم شد. در ۱۸۷۴ انگلیس با تحمیل قرارداد پانگ کور به سلاطین پراک و سلانگور اولین قدم را براى کنترل مستقیم تمام شبهجزیره برداشت و تا ۱۸۹۵ قسمت اعظم شبهجزیره مستعم انگلیس شد.     
تا ۱۹۱۴ سازمان سیاسى ایالات فعلى مالزى بهصورت زیر بود:
۱. کلنى تنگهها: که توسط یک فرماندار انگلیسى اداره مىشد و شامل سنگاپور - مالاکا - پنانگ لاسو آن - جزایر کوکوس و جزیرا کریسمس بود و مرکز آن در سنگاپور قرار داشت.     
۲. ایالات متحده ملایو: که تحتالحمایه انگلیس بود و توسط کمیسر عالى انگلیس و فرماندار کل تنگهها اداره مىشد و شامل ایالات نگرى سمبیلان - پهنگ - پراگ و سلانگور مىگردید مرکز آن در کوآلالامپور بود.
۳. ایالات غیر متحده ملایو: تحتالحمایه انگلیس تحت سرپرستى یک مشاور انگلیس در هر ایالت که در برابر کمیسر عالى انگلیس مسئول بود و شامل ایالات جوهور - کداح کلانتان و پرلیس و ترنگانو بود.     
۴. ساراواک: (تحتالحمایه انگلیس) توسط خانواده بروک سرپرستى مىشد.
۵. صباح (تحتالحمایه انگلیس) توسط یک فرماندار که از سوى کمپانى انگلیس نورت بورنئو منصوب مىشد اداره مىگردید.
برونئى نیز تحتالحمایه انگلیس بود و توسط یک مشاور انگلیسى که در برابر کمیسر عالى انگلیسى مسئول بود، اداره مىشد.


تجاوز ژاپن   

در ۸ دسامبر ۱۹۴۱ که ژاپن علیه بریتانیا اعلان جنگ داد انگلیس تنها دو کشتى جنگى در سنگاپور داشت که آنها بهزودى غرق شدند. ژاپنىها بهراحتى از طریق تایلند به طرف پائین شبهجزیره، حرکت کردند و در ۱۵ فوریه ۱۹۴۲ انگلیس تسلیم شد.
ژاپنىها تغییرات اندکى در حکومت شبهجزیره بهوجود آوردند با این حال جنبش ناسیونالیستى مالایو از این دوران تأثیر زیادى پذیرفت و مالایوها در دوران جنگ به مخالفت با آنها پرداختند و فعالانه به آنها کمک کردند و خدمات غیرنظامى در مالایا همانند گذشته ادامه یافت.     
انگلیسىها قبل از ترک مالایا، به تنها گروه سازمان یافته ضد حزب کمونیست مالایا تعلیماتى بهمنظور انجام مقاومت مسلحانه دادند.
آنها بعداً ”ارتش ضد ژاپنى خلق مالایا“ (M.P.A.J.A.) را تشکیل دادند و در کنار آن یک گروه حامى غیر نظامى به نام ”اتحادیه ضدژاپنی“ شکل گرفت. اغلب اعضاء هر دو گروه را چینىها تشکیل مىدادند.
در ۱۹۴۳ افسران اطلاعاتى انگلیس با ”ارتش ضد ژاپنى خلق مالایا“ تماس برقرار نموده و یک توافقنامه میان آنها بهمنظور دریافت اسلحه و مهمات از فرماندهى عالى نیروهاى متفقین به امضاء رسید. تا پایان جنگ اعضاء ارتش مقاومت که تعداد آنها به ۶۰۰۰ تن مىرسید چند عملیات صورت دادند و خسارات اندکى بر ژاپنىها وارد ساختند. با شکست ژاپنىها در ۱۹۴۵، انگلیس بار دیگر به مالایا بازگشت اما در فاصله شکست ژاپن تا بازگشت انگلیس اعضاء ارتش ضد ژاپنى خلق مالایا از جنگلها خارج شدند و در شهرها مورد استقبال قرار گرفتند و در این فاصله در برخى قسمتها حکومت تشکیل دادند. با بازگشت انگلیس این ارتش قبول کرد سلاحهاى خود را به نیروهاى انگلیسى تسلیم کند. اما بسیارى از سلاحهاى خود را همچنان حفظ کرد. در همان حال انگلیسىها بر بازگشت با شرایط تازهاى در مالایا روبهرو شدند که تحولات بعدى عمدتاً ناشى از این شرایط بود.     


فدراسیون مالایا   

در طول جنگ انگلیسىها طرحى براى ایجاد اتحادیه مالایا (شامل ایالات مالایو و کلنى تنگهها) بعد از خروج ژاپنىها تدارک دیده بودند. که در واقع نوعى ایجاد تمرکز از طریق اعلام وفادارى مردم به فرماندار سلطنتى انگلیس به جاى بیعت با سلاطین محلى بود. طرح اتحادیه مالایا با مخالفت مالایوها روبهرو شد. رهبرى این مخالفت با حزب آمنو (Umno) بود که توسط داتوعون جعفر یک مالایوى جوهورى در ۱۹۲۶ بنیان گذاشته شده بود. ماهها کشمکش میان انگلیس و رهبران محلى منجر به کنارگذاردن طرح دولت مرکزى شد و در اوایل فوریه ۱۹۴۸ طرح فدراسیون مالایا شامل ۹ ایالت مالایو، پنانک و مالاکا به مرحله عمل درآمد که در رأس آن یک کمیسر عالى انگلیس بهعنوان نماینده تاج و تخت انگلیس و سلاطین مالایو قرار داشت. یک شوراى مشورتى اجرائى و یک شوراى قانونگذارى شامل نمایندگانى از ایالات و شوراهاى کلنى تنگهها وى را یارى مىکردند.

وضع اضطرارى     

  حزب کمونیست مالایا در ۱۹۴۶ دست به شورش زد و یک سیاست خرابکارى را در پیش گرفت که هدفهاى آن عمدتاً تهدید پاسگاههاى پلیس و خطوط ارتباطى بود. مقامات انگلیس بهمنظور مقابله با این شورش در ۱۶ ژوئن ۱۹۴۸ وضعیت فوقالعاده اعلام کردند.     
بهتدریج چریکها به مناطق جنگى عقب رانده شدند اما عملیات علیه آنها فشار سنگینى را بر اقتصاد کشور وارد ساخت. وضع اضطرارى که ۱۲ سال ادامه یافت و تلفات آن به یازده هزار نفر بالغ شد براى حکومت مالایا با ۵۶۷ میلیون دلار (آمریکا) هزینه در برداشت.     
 


استقلال مالزى     

انگلیس در ۱۹۴۸ قول داده بود که به فدراسیون مالایا خودمختارى اعطاء کند. در همان حال احزاب سیاسى در مالایا یکى بعد از دیگرى شکل مىگرفت و فعالیتهاى سیاسى افزایش مىیافت. چینىهاى غیرکمونیست در ۱۹۴۹ (جامعه چینىهاى مالایو (MCA) را تشکیل دادند. هندىها کنگره هندىهاى مالایو (MIC) را سه سال قبل از آن تشکیل داده بودند. در همان حال داتوعون تلاش کرد دیگر نژادها را نیز وارد سازمان سیاسى خود (آمنو) کند. اما با شکست این طرح وى آمنو را ترک کرد و ”حزب استقلال مالایو“ را تشکیل داد که همه مالایوهاى تبعه فدراسیون مالایو را دربر بگیرد. در ۱۹۵۲ تنکو عبدالرحمن رئیس تازه آمنو یک ائتلاف با شرکت MCA تشکیل داد. این ائتلاف توانست در انتخابات به پیروزى رسیده و از ۱۲۴ کرسى پارلمان ۹۴ کرسى را بهدست آورد. در ۱۹۵۵ MIC نیز به ائتلاف پیوست و انقلاب به رهبرى تنکو عبدالرحمن در انتخابات پارلمان فدرال به پیروزى بزرگى رسید. ائتلاف به همین ترتیب نماینده آزاد عمده مالزى بود و تلاش مىکرد مالزى را به استقلال برساند و در این زمینه تلاشهاى سیاسى زیادى صورت داد که کمکم به نتیجه رسید و در ۲۱ اگوست ۱۹۵۷ روز استقلال (Merdeka Day)، فدراسیون مالایا شامل ۹ ایالت شبهجزیره، مالاکا و پنانگ به استقلال دست یافت.     
به دنبال استقلال مالایا تلاش مىشد سنگاپور و ایالات بورنئوى شمالى انگلیس نیز وارد فدراسیون شوند. در ۱۹۶۱ تنکو عبدالرحمن نخستوزیر مالزى در سخنرانى خود در دانشگاه سنگاپور فکر تشکیل فدراسیون گستردهترى را که علاوه بر شبهجزیره مالایا شامل سنگاپور و ایالات بورنئو (منجمله برونئی) مىشد، مطرح کرد. پیشنهاد وى عکسالعملهاى متفاوتى را بهدنبال داشت انگلیس از این طرح حمایت نمود زیرا معتقد بود ”کشور - شهر“ سنگاپور و دیگر مناطق تحتالحمایه انگلیس همچون ساراواک و صباح بعد از خروج انگلیس از نظر اقتصادى و سیاسى قادر به ایستادن برپاى خود نیستند در مالایا و سنگاپور نیز از این پیشنهاد بهطور گستردهاى استقبال شد. اما بلافاصله مخالفتهائى از جانب فیلیپین مطرح شد که نسبت به برونئوى شمالى انگلیس (صباح) ادعا داشت. همچنین در اندونزى هم سوکارنو و هم حزب پرقدرت کمونیست این کشور این پیشنهاد را یک توطئه از سوى استعمار نو خواندند. در همان زمان تنکوعبدالرحمن مذاکرات با انگلیس را جهت تشکیل فدراسیون مالزى ادامه داد و در ۹ جولاى ۱۹۶۲ موافقتنامهاى را با انگلیس به امضاء رساند که در آن روز ۲۱ آکوست ۱۹۶۳ بهعنوان زمان تشکیل فدراسیون مالزى تعیین شده بود.
اعلام این موافقتنامه سوکارنو را بسیار خشمگین کرد که حتى تهدید به انجام اقدامات نظامى کرد. به دنبال این امر سوکارنو و عبدالرحمن با وساطت فیلیپین بهمنظور اجتناب از برخورد نظامى در اواخر ماه جولاى در مانیل با یکدیگر ملاقات نمودند و تنکو عبدالرحمن موافقت کرد که تشکیل فدراسیون را دو هفته به تعویق بیاندازد تا هیئت سازمان ملل بتواند نظر مردم ساراواک و صباح را در مورد فدراسیون بهدست آورد. هیئت اعزامى سازمان ملل براساس بررسى نتایج انتخابات گذشته این دو منطقه و نیز مصاحبه با ۴۰۰۰ نفر از مردم گزارش داد که دوسوم مردم این مناطق خواهان پیوستن به فدراسیون مالزى هستند البته برونئى در آخرین لحظات از پیوستن به فدراسیون مالزى هستند البته برونئى در آخرین لحظات از پیوستن به فدراسیون اجتناب کرد به این ترتیب در ۱۶ سپتامبر ۱۹۶۳ تشکیل کشور مالزى شامل ایالات شبهجزیره سنگاپور، ساراواک و صباح اعلام شد. به دنبال این امر برخورد میان اندونزى و مالزى تشدید شد و در ۱۷ سپتامبر تظاهرکنندگان اندونزیائى به سفارتخانههاى مالزى و انگلیس در جاکارتا حمله بردند.     
کمى قبل از آن نیز (۱۵ سپتامبر) سفراى اندونزى و فیلیپین کوالالامپور را ترک کرده بودند تماسهاى دیپلماتیک میان این دو کشور تا ژانویه ۱۹۶۴ که وزراء خارجه انها براساس درخواست فرستنده ویژه سازمان ملل متحد با یکدیگر در بانکوک ملاقات کردند، افزایش یافت اجلاس بانکوک و همچنین یک کنفرانس دیگر در توکیو در ژوئن ۱۹۶۲ نیز موفقیتى در جهت ایجاد مصالحه بین این سه کشور نداشت. از سوى دیگر نیوزیلند، استرالیا و انگلیس براساس یک موافقتنامه نظامى براى کمک ارتش مالزى به اعزام نیرو و تجهیزات نظامى به مالزى پرداختند و در دسامبر ۱۹۶۴ مالزى علىرغم مخالف اندونزى بهمدت یکسال به عضویت غیر دائمى شوراى امنیت پذیرفته شد.



جدائى سنگاپور     

علاوه بر مسئله برخورد با اندونزى مشکل دیگر مالزى اختلاف بین سنگاپور و دیگر ایالات این کشور بود. ”لى کوانیو“ رهبر سنگاپور، که حزب سوسیالیست PAP را در انتخاب ۱۹۵۹ سنگاپور به پیروزى رسانده بود از آن به بعد تلاش داشت سنگاپور را به محیط مناسبى براى سرمایهگذارىهاى خارجى تبدیل سازد. لىکوانیو یک چینى تحصیل کرده انگلیس بود بهدنبال این بود که حزب چینى MCA معرفى کرد رهبران PAP امیدوار بودند که اگر کاندیداهاى آنها به پیروزى برسند تنکو عبدالرحمن یک ائتلاف میان PAP و OMNO بهوجود آورد. اما نتیجه انتخابات نشان داد که PAP اشتاباهات زیادى مرتکب شده است زیرا تنها یکنفر از ۹ کاندیداهاى PAP انتخاب شد ولى ائتلاف از ۱۰۴ کرسى پارلمان فدرال ۸۹ کرسى را بهدست آورد که در عین حال پیروزى MCA در برابر PAP نیز بود. بهدنبال این امر PAP تصمیم گرفت بهعنوان یک حزب مخالف در صحنه سیاسى مالزى باقى بماند و ”لى کوانیو“ ائتلافى از احزاب مخالف تحت عنوان ”مجمع مشورتى همبستگى مالزی“ با شعار مالزیائىهاى مالزى تشکیل داد. لى در سخنرانىهاى خود در سنگاپور و خارج، در ۱۹۶۵ از حقوق برابر براى مالزیائىها صحبت کرد در همان حال بخشهائى در پارلمان نسبت به حق ویژه ملایوها از جانب مخالفین آغاز شد.     
قبل از آن نیز در جولاى ۱۹۶۴ برخوردى میان ملایوها و چینىها در خیابانهاى سنگاپور در گرفته بود که در نتیجه آن ۲۲ نفر کشته و ۵۰۰ نفر زخمى شدند. تنکو عبدالرحمن این شورشها را به عوامل اندونزیائى نسبت داد. به هر حال موضوع حزب PAP و سنگاپور به وضعیت نسبتاً پیچیدهاى در مالزى تبدیل شده بود تا اینکه در آگوست ۱۹۶۵ تنکو عبدالرحمن پس از ۱۳ ماه اقامت در خارج و ملاقات مخفى بالى کوانیو و اعضاء کابینه فدرال و کابینه سنگاپور خروج آزاد سنگاپور را از فدراسیون فراهم ساخت و در ۹ آگوست ۱۹۶۵ سنگاپور یک کشور مستقل گردید.     


شورش سال ۱۹۶۹    

از هنگام استقلال مالزى همواره ایجاد هماهنگى نژادى یکى از مسائل مهم در این کشور بوده است. از نظر رهبران این کشور ایجاد ”ائتلاف“ و بعدها ”باریان ناسیونال“ (جبهه ملی) پاسخى به این امر بوده است.     
در عین حال بعضى برخوردهاى نژادى در این کشور بهوقوع پیوسته که شدیدترین آنها در ماه مى ۱۹۶۹ بود. در جریان انتخابات پارلمانى در مى ۱۹۶۹ ائتلاف حاکم تا حد زیادى محبوبیت خود را از دست داد. نتیجه انتخابات نشان داد که OMNO در بسیح ملایوها با مشکل روبهرو گردیده و در همان حال MCA نیز حمایت چینىها را تا حد زیادى از دست داده است و در مقابل احزاب مخالف همچون حزب داپ و حزب کرکان به موفقیتهاى خوبى نائل شدهاند. در ۱۱ و ۱۲ مىداپ و کرکان راهپیمائىهاى پیروزى در کوالالامپور برگزار کردند که اغلب آنها بدون اجازه پلیس بود. در عصر روز ۱۲ مى گروهى از طرفداران آمنو در خارج خانه وزیر اعظم ایالت سلانگور اجتماع کردند که خیلى زود منجر به برخورد میان چینىها و مالایوها شد. شورش همچنان بالا گرفت و تقریباً از کنترل پلیس خارج و به همین جهت ارتش وارد صحنه شد در ۱۴ مى نیز تیراندازى میان افراد صورت گرفت این شورش چند روز ادامه داشت و در جریان آن ۱۹۶ نفر کشته شد و تعداد زیادى نیز زخمى شدند.     
در ۱۴ مى پادشاه وضع اضطرارى اعلام نمود. دو روز بعد تنکو عبدالرحمن یک شوراى ۱۰ نفرى به سرپرستى تون عبدالرزاق را مسئول تعیین کابینه جدید کرد. در همین حال رئیس جدید MCA اعلام کرد که چینىها به دلیل از دست دادن اعتماد از دولت خارج مىشوند اما در ائتلاف همچنان باقى مىماند معهذا عضو MCA به کابینه اضطرارى در ۲۰ مىپیوستند. شورشها در ۱۹۶۹ سرانجام پس از چند روز آرام شد و دولت کنترل کامل اوضاع را بهدست گرفت.
تنکو عبدالرحمن در ۲۲ سپتامبر ۱۹۷۰ رسماً استعفاء خود را تسلیم پادشاه کرد و تون عبدالرزاق را مسئول تعیین کابینه جدید کرد. در همین حال رئیس جدید MCA اعلام کرد که چینىها به دلیل از دست دادن اعتماد از دولت خارج مىشوند اما در ائتلاف همچنان باقى مىماند معهذا عضو MCA به کابینه اضطرارى در ۲۰ مى پیوستند. شورشها در ۱۹۶۹ سرانجام پس از چند روز آرام شد و دولت کنترل کامل اوضاع را بهدست گرفت.
تنکو عبدالرحمن در ۲۲ سپتامبر ۱۹۷۰ رسماً استعفاء خود را تسلیم پادشاه کرد و تون عبدالرزاق جاى وى را گرفت. نخستوزیران بعدى به ترتیب داتوک حسین عون (در سال ۱۹۷۸) و داتوک براى ماهاتیر محمد (در سال ۱۹۸۱ بودند که دکتر ماهاتیرمحمد از سال ۱۹۸۱ تاکنون (۱۹۸۹) پست نخستوزیرى را به عهده داشته است.
قانون اساسی، تحولات و ویژگىهاى آن
قانون اساسى مالزى تحت تأثیر شرایط سیاسى بعد از جنگ جهانى دوم تدوین شد شرایطى که ویژگى آن عبارت بود از رشد ناسیونالیسم ملایو و تلاش اقوام غیر مالایو براى کسب حق شهروندى و حقوق کامل سیاسی، در دسامبر ۱۹۴۵ حکومت استعمارى انگلیس با پادشاهان ایالات مالایو توافقنامههائى را به امضاء رساندند که مجموعاً به نام پیمانهاى MacMichael معروف است. این پیمانها که پایه اصلى قوانین ”اتحادیه مالایا“ بود از جانب انگلیس پیشنهاد شده بود. این اتحادیه در آوریل ۱۹۴۶ تحقق پیدا کرد اما در ۱۹۴۸ به دلیل مخالفت قومى مالایوها ملغى شد، زیرا دولت شدیداً متمرکز انگلیسى اتحادیه، مورد مخالفت مالایوها بود. انگلیس قصد داشت حق کامل شهروندى به چینىها که از لحاظ اقتصادى قدرتمند بودند اعطاء کند در حالىکه مالایوها آن را یک تهدید جدى علیه موقعیت ویژه خود مىدیدند. از سوى دیگر دولت مرکزیز وضعیت سلاطین مالایو را نیز با ابهام روبهرو مىساخت. به دنبال آن براساس توافقنامه فدراسیون مالایا در ۱۹۴۸ بسیارى از حقوق سنتى سلاطین مالایو به آنها برگردانده شد و اعطاء حق شهروندى بسیار سخت شد. اولین انتخابات عمومى کشور در جولاى ۱۹۵۵ برگزار شد. بحث در مورد قانون اساسى و آینده سیاسى مالایا در آگوست ۱۹۵۵ و ژانویه و فوریه ۱۹۵۶ در طى یک کنفرانس قانون اساسى در لندن صورت گرفت این کنفرانس همچنین با استقلال کامل مالایا در چارچوب درخواست کشورهاى مشترکالمنافع موافقت کرد.     
بهعلاوه کنفرانس تصمیم گرفت کمیسیونى را جهت تهیه پیشنویس قانون اساسى تعیین کند. کمیسیون قانون اساسى به ریاست لرد رید پیشنویس قانون اساسى حکومت فدرال را براساس دولت مرکزى قومى و دیپلماسى پارلمانى تهیه کرد از جمله نکات مورد توجه در این پیشنویس موقعیت ویژه مالایوها و حقوق مشروع دیگر اقوام بود. پیشنویس نهائى حاصل مذاکره و مصالحه میان مقامات بریتانیائی، سلاطین ملایو و رهبران احزاب ائتلاف بود. قانون اساسى جدید یعنى قانون اساسى فدراسیون مالایا در ۲۱ آگوست ۱۹۵۷ به هنگام اعلام رسمى استقلال مالزى به مرحله عمل درآمد و در ۱۹۶۳ با پیوستن سنگاپور - صباح و ساراواک به فدراسیون متممى به قانون اساسى اضافه شد و بهصورت قانون اساسى فدراسیون مالزى درآمد. از جمله موضوعات مورد بحث در قانون اساسى فدراسیون مالزى مىتوان به آزادىهاى اساسی، چگونگى اعلام وضع اضطراری، ضوابط شهروندى و روابط ایالات با یکدیگر اشاره کرد.

قانون گذاری
 
مراحل قانونگذارى در مالزى برپایه مراحل قانونگذارى پارلمان انگلیس و سایر کشورهاى مشترکالمنافع است روش یا قاعده پارلمان براساس قوانین جارى مىباشد.
قوانین جاری، جامع و شامل همه چیز نیستند. آنها مختصر بوده و تعدادى از آنها درباره کار پارلمان مىباشند. البته ممکن است در مجلس مطرح بشوند و درباره آنها تصمیمگیرى نگردد در چنین شرایطى رئیس مجلس یا رئیس سنا با توجه به موضوع قدرت آن را دارد که قواعد و مقرراتى را ضمن قائل شدن احترام به برنامه کار پارلمانهاى کشورهاى مشترکالمنافع ایجاد نماید.
اگر یکى از نمایندگان اصلاحیهاى بر قواعد جارى مطرح کند توسط کمیته مقررات مورد بررسى قرار مىگیرد. این کمیته توصیههاى خود را بعداً براى تصویب به مجلس ارائه مىکند قانون اساسى در این مورد براى هر یک از مجالس ترتیباتى فراهم کرده که هر یک از مجالس مىتوانند مراحل کارى خود را با وجود آنکه تا حدودى شبیه به هم هستند تنظیم کنند. موضوعات مربوط به مجلس در هیچ دادگاهى قابل پیگیرى نمىباشد.
- لباس: نمایندگان و حضار در صورتى اجازه ورود به سالن مجلس را دارند که لباس ملى با کت و شلوار پوشیده باشند.     
- زبان: از ۱۹۶۹ که لایحه زبان رسمى تصویب شده است زبان مالایو زبان رسمى پارلمان قرار داده شده است. اما اگر نمایندهاى علاقهمند باشد که به زبان انگلیسى صحبت کند با اجازه رئیس مجلس مىتواند نمایندگان صباح و ساراواک شامل این قانون نمىشوند.
- حد نصاب: مجلس نمایندگان به استثناء رئیس ۱۵۴ عضو دارد و شرکت نمایندگان در کلیه جلسات ضرورى نیست، ولى اگر نمایندهاى شش ماه غیبت داشته باشد ممکن است مجلس کرسى او را خالى اعلام کند. یک نماینده هر وقت بخواهد مىتواند از نمایندگى خود استعفاء بدهد. اما چنانچه یک کرسى نمایندگى به هر دلیلى خالى باشد باید در خلال شصت روز انتخابات آن برگزار گردد.     
- تصمیمات پارلمان: مجلس تصمیمات خود را با اکثریت آراء اتخاذ مىکند اما در شرایطى مانند اصلاحات مهم بر قانون اساسى یا تصویب لوایح مربوط به سلب مالکیت مالایوها از املاک تصویب دوسوم نمایندگان ضرورى است.     
- مقررات مجلس: در مجلس نمایندگان رئیس مجلس مسئولیت اداره مجلس را بر عهده دارد و اعضاء ضمن رعایت قواعد و مقررات مجلس باید خود را به طریق مناسبى با او هماهنگ نمایند. رئیس مجلس قدرت دارد نمایندهاى که در صحبت خود بیش از اندازه وقت مجلس را گرفته اخطار بدهد و از ادامه بحث او جلوگیرى کند. رئیس مجلس همچنین قدرت آن را دارد تا به عضوى که مقررات را نقض مىکند دستور بدهد که تا پایان یک نشست در جلسات مجلس حضور نیابد. اگر رئیس مجلس اقدام فوق را کافى تشخیص ندهد و عضو خلافکار نسبت به دستورات رئیس مجلس بىاحترامى کند رئیس مجلس نام آن نمایند را مشخص و در این هنگام یکى از وزراء مىتواند طرحى را پیشنهاد کند که نماینده موردنظر از مجلس اخراج گردد (وزراء عضو مجلس هستند) پشتیبانى یک وزیر دیگر از این طرح مجلس را موظف به رسیدگى به موضوع مىکند و اگر مجلس این طرح را تصویب کند نماینده موردنظر براى بقیه دوره از عضویت مجلس اخراج مىگردد.
- سؤالات و استیضاح: تمام بخشهاى دولتى کشور مىتوانند مورد سؤال مجلس واقع شوند مجلس نه تنها براى گرفتن اطلاعات ویژه به کار مىرود بلکه وضعیت و صلاحیت یک بخش ادارى دولت را نیز مشخص مىکند.
سؤالات به دو گروه کتبى و شفاهى تقسیم مىشوند. یک نماینده نباید براى بیش از بیست سؤال شفاهى و پنج سؤال کتبى تقاضا نماید. در هر جلسه یک ساعت براى سؤالات شفاهى در نظر گرفته شده است. در شرایطى که سؤالات، شفاهى و کتبى باشند چهارده روز قبل باید اطلاع داده شود و تمام سؤالات براى منشى مجلس ارسال گردد تا وى آنها را اصلاح و به وزارتخانههاى مربوطه ارسال کند. کلیه قواعدى که در این مورد وجود دارد باید رعایت شود، در غیر این صورت سؤالات پذیرفته نخواهد شد. براى مثال یک سؤال نباید شامل نامهاى غیر ضرورى اظهارات غیرلازم باشد و نباید راجع به پاسخها و سؤالاتى باشد که در اجلاس جارى مطرح است و یا موضوعاتى که در کمیته بررسى مىشود و هنوز به مجلس ارائه نشده است و یا متقاضى اطلاعاتى درباره موضوعات محرمانه باشد.     
- لوایح: نمایندگان لوایح پیشنهادى را براى تصمیمگیرى در مجلس مطرح مىکنند اگر یک لایحه توسط یک وزیر بخواهد مطرح شود باید هفت روز قبل به مجلس اطلاع داده شود و اگر فوریت دارد باید فوریت آن را رئیس مجلس تأیید کند و در این صورت یک روز قبل به مجلس اطلاع داده شود. در موارد دیگر باید چهارده روز قبل به مجلس اطلاع داده شود. لوایح ویژهاى نیز وجود دارند که به آنها لوایح اختتام جلسه گفته مىشود. این لوایح موضوعات مشخصى را که درباره مسائل مهم مملکتى است مورد توجه قرار مىدهد. این لوایح ممکن است بهوسیله یک نماینده به جاى عضو دولت پیگیرى شود. یک چنین لایحهاى ممکن است بعد از مراحل قانونى که باید در مجلس طى شود لغو مىگردد. البته قبل از آنکه لایحه پذیرفته شود رئیس مجلس باید رضایت خود را از صحت، فوریت و اهمیت و اینکه حداقل ۱۵ نماینده مجلس متقاضى این لایحه هستند اعلام کرده باشد.     



مراحل طرح و رسیدگى یک لایحه     

  در زمان مناسب منشى مجلس تعداد لوایح و افرادى را که طرحکننده آنها هستند، اعلام مىدارد. نمایندگان طرحکننده لایحه از جا برخواسته لایحه خود را به اطلاع رئیس مجلس جهت مطرح نمودن آن مىرساند و دلایل خود را نیز ذکر مىکند هرکدام از نمایندگان به همین ترتیب لایحه خود را مطرح مىکند. بعداً رئیس مجلس لایحهها را قرائت نموده آن را به بحث مىگذارد و در این رابطه هر نماینده حق یکبار صحبت را دارد. بهجزء طرحکننده لایحه که در این بحث مسئولیت جمعبندى را دارد. نهایتاً رئیس مجلس با طرح مسئله از نمایندگان مىخواهد که نظر خود را اعلام دارند. روش گذراندن لایحه از مجلس با روش گذراندن طرح متفاوت مىباشد، چنانچه لایحهاى از مجلس با روش گذراندن طرح متفاوت مىباشد، چنانچه لایحهاى از مجلس نمایندگان گذشت به مجلس سنا ارجاع نمىگردد در صورتىکه طرح باید در هر دو مجلس تصویب شود. چناچه لازم باشد اصلاح بعضى از قوانین توسط لایحه در مجلس نمایندگان امکانپذیر است.     


روش بحث براى لوایح     

 

هیچ نمایندهاى اجازه صحبت ندارد مگر آنکه رئیس مجلس از او بخواهد. نمایندگان اجازه دارند که فقط یکبار صحبت کنند مگر در کمیتهها و هنگامى که توضیحات از آنها خواسته مىشود و یا در مورد جمعبندى لایحهاى که خود مطرح کردهاند. نماینده ممجلس نباید نطق خود را از روى کاغذ بخواند اما مىتواند به یادداشتهاى خود مراجعه نماید. نماینده حق اشاره به موضوعاتى را که هنوز در مجلس مطرح نشده ندارد و همچنین موضوعاتى را که درجه جارى مجلس با راهنمائى شاه و سایر سلاطین یا قضات و یا اعضاء ستاد مشترک ارتش تصمیمگیرى شده است. نمایندگان حق ندارند با استفاده از عنوان پادشاه و سایر سلاطین ایالات در مجلس اعمال نفوذ کنند. مسائلى که ممکن است ایجاد آشوب کند و یا بین ایالات ایجاد خصومت نماید نباید مطرح شود یک نماینده حق ندارد که نطق نماینده دیگر را قطع کند مگر در مواردى که بخواهد توجه رئیس مجلس را به تذکر آئیننامهاى جلب نماید.

نطقهاى پایان نشست مجلس

نمایندهاى که عضو دولت نیست ممکن است در پایان هر نشست مجلس را در خصوص مسائلى که دولت مسئول آنها مىباشد مورد خطاب قرار دهد. یک چنین خطابهاى نباید بیش از ۵/۱ دقیقه به طول انجامد یک نماینده دولت هم در پاسخ در ۷/۵ دقیقه مىتواند نطق کند. در هر نشست سى دقیقه براى نطقهاى پایان نشست در نظر گرفته شده و فقط دو نطق باید انجام گیرد. براى ایراد این نطق باید از هفت روز قبل اطلاع داده شود. این نطقها براى بحث نبوده و مجلس درباره آنها تصمیمگیرى نمىکند.

مقررات کارى مجلس     

  ساعت کار مجلس ۳۰/۲ تا ۳۰/۶ بعدازظهر مىباشد کار هر جلسه به روش ذیل شروع و انجام مىگردد:
 ۱. ورود رسمى رئیس مجلس     
۲. دعا: منشى یا معاون منشى و یا دستیار منشى دعا را قرائت مىکند.
۳. اداء سوگند نمایندگان جدید (چنانچه موردى وجود داشته باشد)     
۴. پیام شاه (در صورت وجود پیام)     
۵. نطق رئیس مجلس     
۶. عرض حالهاى رسیده
۷. سؤال از وزراء براى پاسخ شفاهى     
۸. طرح تعطیل موقت مجلس براى ایام مهم ملى     
۹. نطق وزراء     
۱۰. مواردى که باید قدردانى شود و یا فاتحه خوانى     
۱۱. بیانات مشخص     
۱۲. قرائت طرحهاى دولت
۱۳. طرحهائى که مربوط به مقررات کارى مجلس است و باید بهوسیله یک وزیر ارائه گردد.     
۱۴. لوایحى که براى معرفى طرحهاى غیر دولتى است.
۱۵. کارهاى عمومى   

مراحل قانونگذارى     

ابتدا یک لایحه (پیشنویس آن) مطرح مىشود، این موضوع زمانى تبدیل به قانون مىشود که از هر دو مجلس بگذرد و به تصویب شاه رسیده باشد.
وقتى که یک وزیر مىخواهد لایحهاى را طرح کند ابتدا آن را با دادستان کل درمیان مىگذارد و بعداً تصویب کابینه را اخذ کرده و نسخهاى از آن را در اختیار کلیه اعضاء مجلس قرار مىدهد.
هر لایحهباید مراحل یک و دو قرائت را طى کند تا مورد بررسى کمیته قرار گیرد و قرائت سوم برگزار شود. اگر یک چنین لایحهاى از مجلس بگذرد و شاه نیز تصویب کند از آن پس قانون تلقى مىشود و در مجله رسمى دولت منتشر مىگردد و پس از آن به مرحله اجراء گذاشته مىشود. از دو مجلس یاد شده مجلس نمایندگان قدرت بیشترى دارد و در اغلب اوقات مىتواند از اجراء طرحهاى تصویب شده سنا جلوگیرى کند. مجلس سنا مىتواند نسبت به تأخیر تصویب لوایح اقدام کند.


انواع لوایح     

 ۱. لوایح مطرح شده از سوى نمایندگان: لوایحى که بهوسیله نمایندگان بهطور مستقل مطرح مىشوند.
۲. لوایح خصوصی: لوایحى که شامل افراد با سازمانها و گروههاى خصوصى بوده و جنبه عمومى ندارند.     
۳. لوایح الحاقی: لوایحى که بهوسیله افراد دولت مطرح شدهاند.
۴. لوایح عمومی: لوایحى که بهوسیله دولت مطرح شده و به سیاست عمومى مربوط بوده و تأثیر عام براى تمام ملت دارند.     
از لوایح فوقالذکر لوایح عمومى مهمتر هستند. لوایح دیگر بهندرت مطرح مىشوند وقتى که لایحهاى در مجلس مطرح مىشود باید یک روز قبل اطلاع داده شده باشد.
اگر مجلس سنا اصلاحاتى بر لایحهاى که از مجلس نمایندگان گذشته است داشته باشد آن را دعوت داده و به روش ذیل اقدام مىشود، ابتدا تاریخى براى رسیدگى نظرات تعیین مىشود و چنانچه پس از رسیدگى مجلس نمایندگان اصلاحات سنا را مردود دانست رئیس مجلس کمیتهاى را براى رسیدگى و جمع دلایل و نظرات تعیین مىکند تا نتیجه را بدان وسیله به اطلاع سنا برساند. چنانچه در این مرحله هم سنا نپذیرد مجلس نمایندگان مىتواند کمیته سهنفره دیگرى تعیین کند تا دلایل عدم قبول را مشخص کرده و به سنا ارسال دارند مجلس سنا باید نظر جدید را بپذیرد و یا رسیدگى به این لایحه را کنار بگذارد تأخیر سنا براى تصویب لایحهاى که مجلس نمایندگان آن را تصویب کرده بیشتر از یکسال نمىتواند باشد.
- مجلس سنا: مجلس سنا (DEWAN NEGARA)، عضو دارد که ۴۰ تن آنها بهوسیله شاه و از میان اشخاص برجسته متخصصان، بازرگانان و صاحبان صنایع، کشاورزان و دستاندرکاران امور فرهنگى و اجتماعى و همچنین بزرگان نژادهاى موجود در مالزى انتخاب مىشوند. دوره مجلس سنا شش سال مىباشد و طبق قانون اساسى پارلمان قدرت دارد که در تعداد اعضاء سنا تغییراتى ایجاد کند و یا نمایندگى یک سناتور را لغو بنماید.     
ترکیب مجلس فعلى نمایندگان: مجلس نمایندگان حاضر ۱۷۷ عضو دارد و ترکیب آن براساس حوزههاى انتخابیه به شرح ذیل مىباشد:
پرلیس ۲ نماینده، کداه ۱۲ نماینده، پنانگ ۱۱ نماینده، پراک ۲۲ نماینده، سلانگور ۱۴ نماینده، نکرى سمبیلان ۷ نماینده، مالاک ۵ نماینده، جوهور ۱۸ نماینده، پهنگ ۱۰ نماینده، کلانتان ۱۳ نماینده، ترینکانو ۸ نماینده، کوالالامپور ۸ نماینده، صباح ۱۰ نماینده، ساراواک ۲۴ نماینده.     
- ترکیب احزاب در این مجلس براساس انتخابات ۱۹۸۷ (و تحولات بعدی) به شرح ذیل مىباشد:
۱.(UMNO) آمنو ۷۳ نماینده     
۲.(MCA) حزب چینى ۱۷ نماینده     
۳.(MIC) حزب هندىها ۶ نماینده
۴.(GRM) حزب چینى ۵ نماینده     
۵.(PBB) حزب ۸ نماینده     
۶.(Supp) حزب (ساراواک) ۴ نماینده     
7.(SNAP) حزب (ساراواک) ۴ نماینده     
۸.(PBDS) حزب (ساراواک) 5 نماینده     
۹.(PBS) حزب (صباح) ۱ نماینده     
۱۰.(USNO) حزب (صباح) ۵ نماینده     
۱۱. حمیم ۱ نماینده     
۱۲.(DAP) داپ ۲۴ نماینده     
۱۳.(PAS) پاس ۱ نماینده     
۱۴. مستقل ۱۴ نماینده     

قوه مقننه

طبق قانون اساسى مالزى پارلمان فدرال شامل دو مجلس قانونگذارى مىباشد (مجلس نمایندگان و مجلس سنا) پارلمان فدرال بالاترین مرجع قانونگذارى دانسته مىشود که دوره آن پنج سال است. شرح وظایف و جایگاه پارلمان در سیستم سیاسى مالزى به شرح ذیل مىباشد:
مجلس نمایندگان پس از یک انتخابات عمومى تشکیل شده و دوره آن پنج سال مىباشد و در پایان هر دوره مجلس منحل خواهد شد و باید در خلال شش روز بعد از انحلال مجلس انتخابات عمومى برگزار شود و در مدت یکصدوبیست روز نمایندگان براى تشکیل جلسه فراخوانده شوند برنامه کار مجلس بهصورت ذیل تقسیم شده است:
- اجلاس: عبارت از دورهاى بین فراخواندن پارلمان بهوسیله شاه است که حدود ۱۲ ماه طول مىکشد دوره بین آخرین نشست در یک اجلاس و اولین نشست در اجلاس بعدى نمىتواند بیشتر از شش ماه باشد.
- نشست: هر اجلاس شامل نشستهائى است که هرکدام آنها حدود سه هفته به طول مىانجامد، بهجز نشست بودجه کل که چهل روز به طول مىانجامد و در پایان هر نشست مجلس بهطور موقت تعطیل مىشود. تاریخ اولین نشست از هر اجلاس را شاه تعیین مىکند و تاریخ نشستهاى بعدى مجلس بهوسیله رئیس مجلس و یا معاون او مشخص مىشود. رئیس مجلس در صورتى که نخستوزیر بخواهد که مجلس نشستى داشته باشد باید ترتیب آن را بدهد.     
- جلسات: هر نشست شامل چند جلسه مىشود. هر جلسه معمولاً یک روز طول مىکشد.
- رئیس مجلس نمایندگان: رئیس مجلس ممکن است از میان اعضاء مجلس باشد یا شخص با کفایت غیر عضو و خارج از مجلس، که بهوسیله مجلس در ابتدا هر دوره پارلمانى انتخابات مىگردد وى ریاست جلسات مجلس را بر عهده دارد و مسئول رعایت مقررات در خصوص مذاکرات مجلس مىباشد. او باید بىطرف باشد و از حقوق اقلیتها حمایت کند. اگر لازم شد در خصوص مصوبات مجلس مىتواند تصمیم بگیرد و حکم صادر کند در حالىکه هیچ کس حق ندارد حکمى را که او صادر مىکند مورد سؤال قرار دهد. امتیازات مجلس تحت نظارت ایشان است و کلیه مقررات مانند تنبیه متخلفان بر عهده وى مىباشد. وى در مباحثات مجلس شرکت نمىکند ولى اگر از میان نمایندگان مجلس انتخاب شده باشد حق رأى دارد.     
- معاون رئیس مجلس: معاون رئیس مجلس جزء نمایندگان بوده و بهوسیله آنها انتخاب مىگردد، وظیفه او کمک به رئیس مجلس در موضوعاتى است که مربوط به نشستهاى مجلس و همچنین تنظیم مقررات مجلس مىباشد.
- منشى مجلس: رئیس امور ادارى مجلس است و باید داراى معلومات کامل در خصوص امور مجلس باشد تا بتواند با رئیس مجلس در این امور همکارى کند وى حفاظت اسناد مجلس تصویب شده را بر عهده دارد و مىتواند اسناد را مطالعه نماید انتخاب وى براساس قانون اساسى فدرال توسط پادشاه مىباشد و برکنارى او نیز مانند قضات دادگاه عالى مالزى (به پیشنهاد نخستوزیر و تصویب شاه) است.
- قدرت و امتیازات پارلمان: پارلمان مالزى از امتیازات ویژهاى برخوردار است و براى حفظ و نگهدارى این امتیازات قدرت آن را دارد تا اعضائى را که به مقررات بىاحترامى مىکنند، تنبیه کند. البته با توجه به اینکه آزادى کامل براى مذاکرات در هریک از مجالس در نظر گرفته شده است. یک عضو (یا یک مقام) مجلس براى بازجوئى نمىتواند به دادگاه احضار شود یا بهعنوان شهادت به دادگاه برود. اگر نمایندهاى قوانین و مقررات مجلس را رعایت نکند، یا در کار مجلس دخالت کرده و عضوى را در رابططه با کارهاى خود تهدید کند، یا تلاش نماید که شهودى را که در مجلس یا در کمیتهها حضور مىیابند تحت نفوذ قرار دهد و با نسبت به انتشار گزارش موضوعاتى که در کمیتهها مطرح است قبل از طرح در مجلس اقدام کند مقصر شناخته شده و عمل او اهانت به مجلس تلقى مىشود براى این کار جریمهاى معادل ۱۰۰۰ دلار مالزى و یا شش ماه حبس در نظر گرفته شده است، ولى رئیس مجلس نمایندگان یا سنا مىتوانند با این امر مخالفت نمایند.

قوه قضائیه

در فدراسیون مالزى قوه قضائیه شامل دادگاه عالى شبهجزیره مالایا دادگاه عالى صباح و ساراواک و دادگاههاى پائینتر از آنها و دادگاه فدرال مىباشد. دو دادگاه عالى مزبور به نامهاى دادگاه عالى شبهجزیره مالایا و دادگاه عالى بورنئو خوانده مىشوند. دادگاه فدرال در کوالالامپور واقع است و این دادگاه که بالاترین مرجع قوه قضائیه است، شامل یک رئیس و دو نفر از رؤساى دادگاههاى عالى فوقالذکر و چند قاضى فدرال است. هر موضوعى که در این دادگاه مطرح مىشود باید حداقل توسط رئیس و سه قاضى (یا تعداد بیشترى قاضی) بنا به دستور رئیس این دادگاه بررسى و مورد مداقه قرار گیرد. در صورت غیبت رئیس دادگاه فدرال عضو ارشد ریاست را به عهده خواهد داشت. دادگاه فدرال حق رسیدگى به تمام قوانینى را که به تویب مجالس فدرال و یا مجامع قانونگذارى ایالتى مىرسد، دارد. در مواردى که بین مجامع قانونگذارى با یکدیگر و یا با پارلمان فدرال اختلافى وجود داشته باشد دادگاه فدرال مرجع رسیدگى است. همچنین اشخاصى که در موارد جنائى توسط دادگاههاى عالى محکوم شده باشند حق استیناف از این دادگاه را دارند.

حکومت و سیاست مالزی

تمرکز اصلی دولت مالزی برروی ثبات اقتصادی و سیاسی است و با توجه به تدابیر لازمی که صورت گرفته در سالهای اخیر از شرایط سیاسی و اقتصادی ثابتی  برخوردار بوده است. دولت مالزی به طور کلی به مدیران بخش های خصوصی اجازه دخالت در امور کشور را نمی دهد تا آرامش حاکم بر مالزی از بین نرود. مالزی یکی از امن ترین کشورها برای زندگی و کار است.

حکومت:

مالزی از دو منطقه شرقی و غربی تشکیل شده است و کوالالامپور پایتخت آن است. به طور کلی دارای 13 ایالت و 2 ناحیه فدرال،  کوالالامپور و لابوان است.  9 ایالت در شبه جزیره  Peninsular تحت قوانین موروثی مالایی اداره می شوند.  مالزی دارای یک کشور منتخب سلطنتی با حکومت پادشاهی مشروطه است که بوسیله یک حاکم عالی و یا   Yang Dipertuan Agong که از آن به عنوان شاه مالزی یاد می شود، اداره می گردد. پادشاه مالزی برای یک دوره پنجساله از میان نه سلطان موروثی ایالات مالایایی انتخاب می شود. کابینه مالزی ( هیئت دولت) به ریاست نخست وزیر قدرت اجرایی دارد و بر طبق قانون اساسی مالزی نخست وزیر باید عضو مجلس و پارلمان مالزی باشد که بنابر نظر حاکم عالی می تواند به گروه اکثریت در مجلس دستور دهد. کابینه از میان اعضای دو مجلس انتخاب می گردد. به طور کلی انتخابات پارلمانی هر 5 سال یکبار برگزار می شود.  مجلس نمایندگان Dewan Rakyat (خانه ملت)است که 180عضو دارد.  مجلس سنا و یا Dewan Negara ( خانه کشور) دارای 70 عضو می باشد.
هر ایالت دارای یک نخست وزیر و اعضاء حکومتی خود می باشد که اعضاء آن هر پنج سال یکبار توسط قوه مقننه انتخاب می شود. ایالت های ساباح، ساراواک، پیننگ و ملاکا ، ایالت های بدون سلطان می باشند  آنها دارای یک  Yang DiPertuan Negeri ویا حکمران می باشند که بوسیله حکومت های فدرال هر چهار سال انتخاب می شوند. در حال حاضر حزب حاکم،  Barisan Nasional ( جبهه ملی) است. دولت مالزی  در محیط های اقتصادی،  سیاسی و اجتماعی از هماهنگی کاملی برخوردار است و این مسئله به رشد اقتصدی کشور کمک می کند.


سیستم های قانونی :

قانون اصلی کشور،  قانون اساسی فدرال است که به صورت سندی مکتوب می باشد. قوه قضائیه متشکل از دیوان عالی کشور،  دادرس و دادگاه فدارال است. قوه قضائی مالزی بخشی مستقل بوده که بوسیله رئیس دادگاهی که توسط دیوان عالی ملایی و دیوان عالی بورنئو انتخاب شده رهبری می شود.
رئیس جمهور رئیس قوه قضائیه است که حق قضاوت انحصاری برای صدور حکم دارد.
در ساباح و ساراواک دادگاه محلی تلاش می کنند تا در میان قوانین و رسوم محلی وارد شوند و شیوه دادگاههای اسلامی را بکار گیرند که ترکیبی از قوانین اسلامی و Syariah را به میان مسلمانان وارد کند.

کشور مالزى در منطقه حاصل‌خیز آسیاى جنوب شرقى با معادن سرشار زمینى خود از دیرباز مورد توجه قدرت‌هاى سیاسى و اقتصادى بوده است. علاوه بر وجود منابع و ذخایر فراوان در مالزی، این کشور بر سر راه‌هاى تجاری، دریائى مهمى (از جمله تنگه مالاکا) قرار دارد که دو اقیانوس هند و آرام را به هم متصل مى‌سازد و خصوصاً مناطق آسیاى غربى و خاورمیانه از این طریق قادر به تماس با شرق آسیا، ژاپن و ساحل غربى قاره آمریکا مى‌باشند. همچنین مجاورت مالزى با کشورهاى رو به توسعه هند و چین بر اهمیت استراتژیک این کشور مى‌افزاید.

politicspolitics

 

با توجه به این‌که مالزى از دو ناحیه جدا از هم (شبه‌جزیره مالزى و مالزى شرقی) تشکیل شده است که از نظر ویژگى‌هاى اقتصادی، اجتماعى امکاناتى برابر ندارند و نیز این کشور مرزهائى طولانى (زمینى و دریائی) با تایلند، اندونزی، برونئى و فیلیپین دارد، مسأله حفظ امنیت ملى و تمامیت ارضى همواره از اهمیت خاصى در سیاست این کشور برخوردار بوده است.

مالزى به دلیل دارا بودن منابع طبیعى فراوان، از تولید کنندگان مهم مواد اولیه (نظیر قلع، کائوچو و نفت) در منطقه آسیاى جنوب شرقى مى‌باشد و به دلیل قرار داشتن بر سر راه‌هاى دریائى و نیز موقعیت خاص جغرافیائى از امتیازات فراوانى برخوردار است.

طى ۲۰ سال اخیر کشور مالزى به سرعت صنعتى شده و از یک کشور صادر کننده مواد اولیه معدنى و کالاى کشاورزى تبدیل به کشورى شده است که صنایع کارخانه‌اى بخش قابل‌توجهى از تولید ناخالص ملى آن را تشکیل مى‌دهد.



جهت پیوستن به صفحه «تحصیل در مالزی» در فیس بوک « اینجا کلیک کنید »



درباره مالزي




 
مالزي
تحصیل در مالزی
مهاجرت به مالزی
سفر به مالزی
آلبوم تصاویر مالزی
بانك اطلاعات مالزي
درباره مالزی
هتل های مالزی
گردشگری در مالزی
بازار ملک در مالزی
اطلاعات عمومی مالزی
نکات زندگی در مالزی
هزینه ها در مالزی
حمل و نقل در مالزی
ارتباطات در مالزی
خرید در مالزی
تغذیه در مالزی
بهداشت در مالزی
اقامت در مالزی
برنامه MM2H
دوره های آموزش زبان انگلیسی
ثبت شرکت در مالزی
انواع ویزا در مالزی
LOGIN FORM
Username :



Password :





NEWSLETTER
Email:


       
mm2h
همکاری با ما
دانشگاه هاي مالزي
دانشگاه تکنولوژی UTM
دانشگاه مالایا UM
دانشگاه کبانگسان UKM
دانشگاه USM
دانشگاه مالتی مدیا MMU
دانشگاه پوترا UPM
دانشگاه UITM
دیگر دانشگاه های مالزی
کالج های زبان در مالزی
دبیرستان در مالزی
تحصيل در مالزي
نکات تحصیل در مالزی
نگارش رزومه
نگارش پروپوزال
آیین نامه ها
خدمت وظیفه سربازی
رشته هاي دانشگاهي
علوم فنی و مهندسی
علوم انسانی و اقتصاد
         كلیك كنید ...
علوم پزشکی
         كلیك كنید ...
هنر و موسیقی
         كلیك كنید ...
پیوند ها
  • تحصیل در خارج از کشور
  • تحصیل در استرالیا
  • ایتکا
  • دهکده فضایی
  • پی سی وبلاگ
  • انجمن فیزیکدانان جوان ایران
  • هنر کده

  • صفحه اصلی تحصیل در مالزی اخبار مالزی خواندنی ها ورود اعضا عضویت فرم مشاوره تماس با ما

    Copyright © 2005 - 2015, mm2h.ir - V3.0